تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
همچنين در باقى افعال . و حرص به جهت بدن است . و در مجرد ، حرص نباشد . و غرض در عقل كلَّى نباشد . و غرضش حق باشد . و حق تعالى فعلش معلَّل به اغراض نيست . پس همچنين متخلَّق و متحقّق به او .
( ( 1011 ) ) آن چه كردى اى جهان با ديگران * بىوفايى و فن و ناز گران

ن 871 2 - ك 295 24 آن چه كردى اى جهان : يعنى آن چه حُسن فروشى و غنج و دلال نمودى با نفوس مسوّله ، بر سرت مىكوبند نفوس كليّهء الهيّه . على عالى - عليه السلام - فرمايد : « يا دُنيا غَرّى غَيرى قَد طَلَّقتُكِ ثَلاثاً لا رَجعَةَ لى فيكِ » ( 1 ) .

گنج قارون كه فرو مىرود از قهر هنوز خوانده باشى كه هم از غيرت درويشان است دولتى را كه نباشد غم از آسيب زوال بىتكلَّف بشنو دولت درويشان است
( ( 1012 ) ) بر سرت ريزيم ما بهر جزا * كه شهيديم آمده بهر غزا

ن 871 3 - ك 295 25 بهر جزا : يعنى انتقام مظلومان را از تو بگيريم كه همهء ضعفا را فريب دادى ، كما قال تعالى : * ( « غَرَّتْكُمُ اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا » 45 : 35 ( 2 ) .

( ( 1013 ) ) تا بدانى كه خداى پاك را * بندگان هستند پر حمله و مرا
ن 871 4 - ك 295 25 مرا : به كسر ميم عربى است ، به معنى جدال .
( ( 1014 ) ) سبلت تزوير دنيا بر كنند * خيمه را بر باروى نصرت زنند
ن 871 5 - ك 295 26 سبلت : عربى بروت . و بر كندن آن كنايه است از استيصال صاحبش . بارو : چون باره ، حصار شهر و قلعه فارسى .
( ( 1015 ) ) اين شهيدان باز نو غازى شدند * وين اسيران باز بر نصرت زدند
ن 871 6 - ك 295 26
هامش
( 1 ) نهج البلاغة قصار الحكم ، شمارهء 77 : . . . لا رجعة فيها . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء جاثيه ، آيهء 35 . .