( ( 911 ) ) و ان دگر تسخر زدى كز جزر و مد * گوهر آوردست كى ارزان دهد
ن 865 22 - ك 293 34
جزر و مد : قبض و بسط دريا . و چون در قبض ، كناره خالى ماند ، مردم روند و گهر جمع آورند . لهذا گويد كه آهو از جزر و مد گوهر تحصيل كرده .
( ( 912 ) ) و ان خرى گفتى كه با اين نازكى * بر سرير شاه شو كو متكى
ن 866 1 - ك 293 35
متكى : تكيه كننده .
( ( 915 ) ) گفت مىدانم كه نازى مىكنى * يا ز ناموس احترازى مىكنى
ن 866 4 - ك 293 36
ناموس : عفت و آبرو .
( ( 917 ) ) من اليف مرغزارى بوده ام * در ظلال و روضهها آسوده ام
ن 866 6 - ك 293 37
ظلال : سايهها .
روضهها : بستانها .
( ( 918 ) ) گر قضا انداخت ما را در عذاب * كى رود آن خو و طبع مستطاب
ن 866 7 - ك 294 1
مستطاب : پاكيزه و پسنديده .
( ( 920 ) ) سنبل و لاله و سپر غم نيز هم * با هزاران ناز و نفرت خورده ام
ن 866 9 - ك 294 2
سپر غم : ( به پاى فارسى ) ، ريحان .
( ( 924 ) ) خر كميز خر ببويد بر طريق * مشك چون عرضه كنم با اين فريق
ن 866 13 - ك 294 4
كميز : بول حيوانات .
( ( 926 ) ) ز انك خويشانش هم از وى مىرمند * گر چه با ذاتش ملايك هم دمند
ن 866 15 - ك 294 5
مىرمند : و نيز اسلام غريب است . چه طور مسلم حقيقى كه عالم با لله و انسان كامل است وراى طور مردم جاهل و غافل است . و مسلم حقيقى اسلام است كه همه ، عقايد حقّه و ملكات حميده است . و در صدق مشتق ، ذات ، معتبر نيست . و محققين به اتحاد عاقل و معقول بالذّات قائلند .