به واسطهء صاحب دل و انسان كامل است . و اين اصح است از نسخهء « كى كند در غير حق يك دم نظر » .
( ( 876 ) ) گر كند رد از براى او كند * ور قبول آرد همو باشد سند
ن 864 8 - ك 293 14
گر كند رد از براى : اصح است از نسخهء « ردش »
( ( 877 ) ) هيچ بىاو ندهد كسى را حق نوال * شمّه اى گفتم من از صاحب وصال
ن 864 9 - ك 293 15 هيچ بىاو : « لَولاكَ لَما خَلَقتُ الأفلاكَ » ( 1 ) .
( ( 878 ) ) موهبت را بر كف دستش نهد * وز كفش آن را به مرحومان دهد
ن 864 10 - ك 293 15 وز كفش : يعنى او واسطه در ايصال فيض است ، و رحمت و واسطه به مرحومان ، كه جميع ماهيّات امكانيهاند كه « اَوَّلُ ما خَلَقَ الله نُورى وَرُوحى » ( 2 ) فرموده ى سيد اولاد آدم است .
( ( 879 ) ) با كفش درياى كل را اتصال * هست بىچون و چگونه و بر كمال
ن 864 11 - ك 293 16
با كفش : بلكه يد الله و قدرة الله و مشية الله است .
( ( 882 ) ) گر ز تو راضى است دل من راضيم * ور ز تو معرض بود اعراضيم
ن 864 14 - ك 293 17
گر ز تو راضى است : دل عرش رحمن است . بعضى از عروش هست كه ذو العرش در آن به حسب آن ظهور دارد و صفات ظاهر ، در خور مظهر بروز كرده . و اين در كاملى است كه بقيهء وجود امكانى در او تحكمى دارد . و بعضى از عروش است كه آن متصف به صفات ذو العرش ، و متحقّق به اوست ، و اين به زىّ اوست ، نه او به زىّ اين - چنان كه در اوّل بود . و در ثانى ، فناى تام است . و اينجا رضاى اين رضاى اوست و اعراض از اين اعراض از اوست .
( ( 884 ) ) با تو او چونست هستم من چنان * زير پاى مادران باشد جنان
ن 864 16 - ك 293 18 زير پاى مادران : حديث است كه « اَلجَنَّةُ تَحتَ أقدامِ الُامُّهاتِ » ( 3 ) . ظاهرش مثل ظاهر آن
هامش
( 1 ) اللؤلؤ المرصوع ، ص 66 . .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 6 ، باب بدء خلقه و ما جرى له . .
( 3 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 144 . .