تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
كه از عالم نباتى باشد تا عالم روح بسيط .
( ( 809 ) ) تازه مىگير و كهن را مىسپار * كه هر امسالت فزونست از سه پار
ن 860 18 - ك 292 12 تازه مىگير : يعنى حيات تجرّدى را بگير و به عالم باطن برو و حيات دنيوى را بگذار . سه پار : سال گذشته را پار گويند . و سه پار ، به اعتبار ماضى و حال و استقبال است . و فزونى هر عالم باطن تالى از متلوّ در سلسلهء طوليهء صعوديه ، به سبب اوسعيّت تالى است از متلوّ ، كه آن چه آن داشته ، اين دارد مع اشياء زائده . و « سه پار » با « سپار » ، جناس التركيب مفروق دارد .
( ( 810 ) ) ور نباشى نخل وار ايثار كن * كهنه بر كهنه نه و انبار كن
ن 860 19 - ك 292 13 ور نباشى : اگر جانباز نباشى ، كه حيات حيوانى را به حيات ايمانى و عرفانى مبدل ساخته باشى كه عين حيات جاودانى اخروى است . چه ، نفس ناطقه به اعتبار توجّه به معارف كليّه در آخرت بلكه در ما وراى آخرت است . و بالجمله ، اگر حيات عقل نظرى و علمى محض مجرد را اصلاح نكرده باشى ، بارى حيات عقل عملى را اصلاح كن نخل وار : و نخل مانند ، بَر و ثمر فراوان بده و اسباب حيات حيوانى را ايثار كن و فيّاض نِعَمِ صورى باش ، و آسودگى به زير دستان بخش .
( ( 813 ) ) هر كجا باشند جوق مرغ كور * بر تو جمع آيند اى سيلاب شور
ن 860 22 - ك 292 14 اى سيلاب شور : يعنى اگر لااقل نخل با ثمر هم نباشى ، سيلاب شورى ، و سر حلقهء شوريان آب شور و طعمهء مرغان كور وقانا الله تعالى
( ( 824 ) ) وَالَّذى كانَ عَزيزاً فَاحتَقَر * اَو صَفِيّاً عالِماً بَينَ المُضَر

ن 861 13 - ك 292 22 بين المضر : اصل حديث آن است كه در فهرست ، مذكور است . و اين از كلام مولوى است . پس اگر به فتح ميم بخوانيم ، مصدر ميمى است به معنى ضرر . و اگر به ضم ميم بخوانيم ، قبيلهء مضر - كه قبيله اى بود از قبايل عرب - مراد است ، چنان كه لبيد گويد : « وَهَل أَنَا اِلَّا مِن رَبيعَةَ أو مُضَر » . و ذكر خاص است و ارادهء عام ، يا بر سبيل مثل مذكور است . و اين اشارت است به فقره ى « أو عالِماً يَلعَب بِه الجُهَّالَ » ( 1 ) .

هامش
( 1 ) اتحاف السادة المتقين ، ج 2 ، ص 335 با اندك اختلاف . .