و صفات خلقى است ، چون تبتّل و توكَّل و صبر و رضا و تسليم و مثل اينها كه بايد بگذرد .
بىجدار : بىديوار .
و بىسقوف : جمع سقف . و آن چه در بعض نسخ هست كه :
باز منزلهاى دريا در قرون
وقت موجش بىجدار و بىستون
بدل آن فرد بوده و جمع كردهاند .
( ( 803 ) ) ز انكه منزلهاى خشكى ز احتياط * هست دهها و وطنها و رباط
ن 860 12 - ك 292 9
ز انكه منزلهاى خشكى : كه مرتبهء اعيان ثابته و مفاهيم صفات خلقيه باشد ، و تعليل آن است كه منازل بحريه - كه مقام سير فى الله است - بدون حدود است ، ز انكه حدود ، مناسب عالم امكان است و در خور برارى . و احتياط از حائط مأخوذ است .
( ( 802 ) ) تا لب بحر اين نشان پايهاست * پس نشان پا درون بحر لاست
ن 860 11 - ك 292 8
تا لب بحر : يعنى برون از بحر وجود حضرت اسماء و صفات ، نشان پاى سايرين الى الله هست كه در منزلهاى خشكى باشد .
پس نشان پا درون بحر : كه مقام وجود اسماء و صفات حق باشد .
لاست : يعنى نيست نشانى . و آخر بحر به سكون است .
( ( 805 ) ) نيست پيدا اندر آن ره پا و گام * نى نشانست آن منازل را نه نام
ن ندارد - ك 292 10
اندر آن ره : راه بحر مذكور .
( ( 806 ) ) هست صد چندان ميان منزلين * آن طرف از اين تا بالاى اين
ن 860 15 - ك 292 11
ميان منزلين : عبارت است از مرتبهء مجمع البحرين و برزخ البرازخ ، كه عالم مفاهيم صفات و اسماء حق باشد ، كه در اين مقام فرمودهاند كه « جاءت الكثرة كم شئت » ، و ميان مرتبهء احديت صرفه و كثرت اعيان ثابته است ، كه كثرت اعيان مستند است به كثرت مفاهيم اسماء و صفات حق .
آن طرف از اين تا بالاى اين : يعنى وسعت ميان منزلين ، صد چندانِ آن طرف است ، كه از مكان تا لا مكان باشد .
و در بعض نسخ اين است كه : « آن طرف كه از نما تا روح عين » . يعنى صد چندان آن طرف