تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

حيثيتى كه خداوند - جلّ شأنه - مادهء انسان را ماء فرموده ، كقوله * ( « خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ » 86 : 6 ( 1 ) بلكه فرموده * ( « وَالله خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ » 24 : 45 ( 2 ) .

( ( 792 ) ) همچنين تا صد هزاران هستها * بعد يكديگر دوم به ز ابتدا
ن 860 1 - ك 292 3 دوم به ز ابتدا : بلكه هر تالى در سلسلهء صعود ، عين متلوّ است ، و آن چه فعليّت و كمال آنست ، داراست . بلى آن چه نقص و حدّ و فقد است ندارد ، و اينها عدم است ، به حيثيّتى كه كاملِ اخير ، كلِّ آن سوابق است . نه به اين معنى كه آن كل مجموعى آنهاست . چه ، كل مجموعى ، شرح آن و آن متن اعيانست . و آن ، گنج پنهان ، و همه ، ظهور آنست . كثرت در وحدت ، و وحدت در كثرت است پس گويا دو مرتبه ، فعليّات را داراست .
( ( 795 ) ) از سبب دانى شود كم حيرتت * حيرت تو ره دهد در حضرتت
ن 860 4 - ك 292 5 از سبب دانى : گذشت كه سبب سوزى آنست كه مظاهر در نظر سالك ، محو شود و اسماء ظاهره بماند . مثلًا شمس نبيند ، ظهور جاعل النور ببيند نار نبيند ، نور قهّار ببيند . و قس عليهما .
( ( 801 ) ) باز سوى عقل و تمييزات خوش * باز سوى خارج و اين پنج و شش
ن 860 10 - ك 292 8 اين پنج و شش : مدارك ظاهره و باطنه به جهت مدركات جزئيه ، ده است كه در بطون دماغند . و مدرك كليّات - كه اعلى المدارك و مستخدم الكلّ باشد - عقل است . و مجموع يازده است كه عدد هوست كه متجلى در جزئى و كلَّى است . و مراد به خارج از عقل ، خارج از عقلِ جزئى است . يعنى باز به سوى عقول كليه و ارواح بسيطه ، گذار است . و بعد از اين بيت در ترتيب چند بيت ، در نسخ ، اختلاف است . و به ترتيبى كه در نظر ارجح مىآيد ، شرحى مىشود .
( ( 804 ) ) باز منزلهاى دريا در وقوف * وقت موج بىجدار و بىوقوف
ن 860 13 - ك 292 10 باز منزلهاى دريا : منزلهاى سير فى الله ، و تخلَّق بأخلاق الله - كه بحرٌ لا ساحلَ له در حقش فرموده‌اند - مراد است . در وقوف : در لفظ وقوف ، اشارتست به اينكه مثل منازل خشكى نيست ، كه اعيان ثابته و اسماء
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طارق ، آيهء 6 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء نور ، آيهء 45 . .