تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
كه تُبنا ربّنا : يعنى توبه كرديم ما اى پروردگار ما . و در بعض نسخ چاپ : « تب يا ربنا » ، و غلط عظيم است كه « تاب » فعل لازم است و تعديه به « على » مىيابد ، مثل « تب علينا » .
( ( 770 ) ) زندگى بىدوست جان فرمودن است * مرگ حاضر غايب از حق بودن است
ن 858 22 - ك 291 27 زندگى بىدوست : در بعض نسخ : « بيتونه » ، نامربوط است مرگ حاضر غايب : دو تضاد است در بيت كه « طباق » گويند . و همچنين بيت دوم ، سه تضاد دارد .
( ( 773 ) ) از خدا غير خدا را خواستن * ظنّ افزونى است كلَّى كاستن
ن 859 3 - ك 291 29 از خدا غير خدا : اين بيت دو « تضاد » دارد .
( ( 774 ) ) خاصه عمرى غرق در بيگانگى * در حضور شير روبه شانگى
ن 859 4 - ك 291 29 روبه شانگى : مراد ، روبه طورى . چه لفظ « گى » در فارسى ، در حال تركيب با كلمهء ديگر به معنى حاصل بالمصدر است ، چون بخشندگى و شرمندگى .
( ( 777 ) ) عمر خوش در قرب جان پروردن است * عمر زاغ از بهر سرگين خوردن است
ن 859 7 - ك 291 31 در قرب : به سكون با . نه به كسره و اضافه به جان .
( ( 779 ) ) گرنه گه خوارست آن گنده دهان * گويدى كز خوى زاغم وارهان
ن 859 9 - ك 291 32 گويدى : بايست گفتى .
( ( 781 ) ) كار تو تبديل اعيان و عطا * كار من سهوست و نسيان و خطا
ن 859 12 - ك 291 34 تبديل اعيانِ : ثابته ، از ثبوت به وجود . و تبديل ماهيات از ليس به ايس ، و از ظلمت به نور . و تبديل ذوات در تكميلات از طبع به نفس ، و از نفس به عقل ، و از عقل به محو فى الحق و الطمس و المحق فيه .
( ( 782 ) ) سهو و نسيان را مبدل كن به علم * من همه خلمم مرا كن صبر و حلم
ن 859 13 - ك 291 35