تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
( ( 705 ) ) آن چنان ابرى نباشد پرده بند * پرده در باشد به معنى سودمند

ن 855 14 - ك 290 20 به معنى سودمند : چه عكس در آينهء كبراى سراپا نماى صفات و اسماى عاكس ، چون همه نمودار اسماء و صفات وى است ، ظهور اوست و ظهور شيء مباين با آن شيء نيست . چنان كه حضرت ختمى مآب فرمود : « مَن رَآنى فَقَد رَأَى الله » ( 1 ) .

( ( 707 ) ) معجزهء پيغمبرى بود آن سقا * گشته ابر از محو هم رنگ سما
ن 855 16 - ك 290 21 سقا : آب دادن .
( ( 710 ) ) پر پى غير است و سر از بهر من * خانهء سمع و بصر استون تن
ن ندارد - ك 290 23 سر از بهر من : بهتر آنست كه سر ( به كسر سين ) خوانده شود . و برگشت به اوّل ، كه طاوس پر كنده چنين و چنان گويد و چون پر با استون تن يكى است ، در مقام تحقير تن گويد كه خانه شنيدنيهاى جزئيه و ديدنيهاى جزئيه بيش نيست اين تن . و اما لطيفيهء سرّيه ، پس آن محل « ما لا عَينٌ رَأَت وَلا اُذُنٌ سَمِعَت وَلا خَطَرَ عَلَى قَلبِ بَشَرٍ » باشد .
( ( 713 ) ) يا براى شاد باشى در خطاب * خويش چون مردار كن پيش كلاب
ن 855 21 - ك 290 25 احسنت : در عربى كلمهء تحسين و شاباش نيز در فارسى .
( ( 714 ) ) پس خضر كشتى براى اين شكست * تا كه آن كشتى ز غاصب باز رست

ن 856 1 - ك 290 25 پس خضر : اشارت است به كريمهء * ( « أَمَّا اَلسَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي اَلْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَكانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً » 18 : 79 ( 2 ) . در قصهء خضر و موسى - عليه السلام - در حكمت خرق سفينه مىفرمايد كه اما كشتى . پس بود مال مساكينى كه در بحر تكسبى داشتند و بود ملكى در آن زمان كه غصب مىكرد هر كشتى صحيحى را ، پس من اراده كردم كه معيوب كنم كه كشتى معيوب را غصب نمىكردند .

( ( 716 ) ) گنجها را در خرابى ز ان نهند * تا ز حرص اهل عمران وارهند
ن 856 3 - ك 290 26
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء كهف ، آيهء 79 . .
شرح مثنوى — صفحة 58 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري