تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
( ( 692 ) ) ماه ما را در كنار عزّ نشاند * دشمن ما را عدوى خويش خواند
ن 855 1 - ك 290 14 دشمن ما را : حاصل اين است كه وجود على الاطلاق ، مراد اوست . و وجود ذات اقدس ، معشوق خود است و « مَن اَحَبَّ شَيئاً اَحَبَّ آثارَه . » و هر وجود اثر او و مظهر اسماء لطفيه و قهريهء او و نگاشتهء قلم اوست و كراهت بالعرض است . و از طرف ممكنات هر وجود به حسب فطرت و تكوين محبّ او و عشق به خودشان عشق به وجود و مقوّم وجود است كه وجوب است . و عدم طلب به حسب امر و نهى تكليفى است ، نه امر و نهى تكوينى . پس از غايت تشريف و نهايت عنايت به ما ، دشمن ما را دشمن خود شمرده ، چنان كه حبّ مردان خدا حبّ خداست .
( ( 696 ) ) در قيامت شمس و مه معزول شد * چشم در اصل ضيا مشغول شد

ن 855 5 - ك 290 16 مهر و مه معزول شد : مهر و مه ، عالم شهادت و عالم امر كه عقل و نفس باشد . * ( « خَسَفَ اَلْقَمَرُ وَجُمِعَ اَلشَّمْسُ وَاَلْقَمَرُ . » 75 : 8 - 9 ( 1 ) و نيز * ( « إِذَا اَلشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَإِذَا اَلنُّجُومُ اِنْكَدَرَتْ » 81 : 1 - 2 ( 2 ) . اصل ضيا : * ( « لِمَنِ اَلْمُلْكُ اَلْيَوْمَ لِلَّه اَلْواحِدِ اَلْقَهَّارِ » 40 : 16 ( 3 ) .

( ( 700 ) ) بر كنم پر را و حسنش را ز راه * تا ببينم حسن مه را هم ز ماه
ن 855 9 - ك 290 18 هم ز ماه : چنان كه دو ورق قبل از اين شرح داديم و آيهء شريفهء * ( « أَ وَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ » 41 : 53 را شاهد آورديم .
( ( 701 ) ) من نخواهم دايه مادر خوشتر است * موسيم من دايهء من مادر است

ن 855 10 - ك 290 18 موسيم من : چنان كه حق فرموده در حق او كه * ( « فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَلا تَحْزَن » 20 : 40 ( 4 ) . يعنى آن جا كه در طلب مرضعه بودند ، براى تو بر گردانديم تو را به مادر ، به عنوان مرضعه بودن بيگانه تا خنك شود چشم مادر به لقاى تو و محزون نباشد .

هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء قيامت ، آيهء 8 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء تكوير ، آيهء 1 . .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء غافر ، آيهء 16 . .
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 40 . .
شرح مثنوى — صفحة 57 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري