خصى : آن كه بيضهء او را آب كردهاند . رهبان : آن كه از آبادى دور شده گوشهء غارى يا غير آن را اختيار كند . و در بعضى از امم سابقه ممدوح بوده و چون خدمت حضرت ختمى مآب آمدند و عرض كردند كه انبيا تبتّل از خلق و توسّل به حق را دوست داشتند ، چرا در شرع خود مذموم كردى ؟ فرمود : « أبدَلنا بالرُّهبانِيَّةِ اَلجِهادَ وَالتَّكبيرَ عَلى كُلِّ شَرَفٍ » ( 1 ) يعنى الحج . و قال بعض ورثته « اَلحَجُّ رُهبانِيَّةُ هذِه الُامَّةِ » ( 2 ) .
ن 849 7 - ك 288 18 كسبى : يا از براى تنكير و ابهام است . و لهذا مدح در هر كسبى در شريعت مطهره آمده و « اَلكاسِبُ حَبيبُ الله » ( 3 ) مأثور است . اگر چه مذمّت نيز آمده مثل : « كَلبُ اليَهُودِ خَيرٌ مِن أهلِ السُّوقِ » ( 60 ) . يعنى هر گاه با تذكَّرِ مشفوع به تفكر نباشد .
ن 849 15 - ك 288 23 هم اوست : ايهام دارد به چند معنى : يكى به معنى نيز . و يكى به معنى همت . و يكى به معنى قريب به غم . و اين ابيات اشارت است به آن چه در دعاست كه يا نَعيمى وَجَنَّتى ( 61 ) و به آن چه در حديث قدسى است كه مَن عَشَقَنى عَشَقتُه وَمَن عَشَقتُه قَتَلتُه وَمَن قَتَلتُه فَعَلىَّ دِيَتُه وَمَن عَلَىَّ دِيَتُه فَأَنَا دِيَتُه . » ( 4 )