نيستند . پروانههاى مجاز بد پريدند . و در بعض نسخ : « شمع يك بود » . و معنى چنين مىشود كه در نزد ظهور نور حقيقت شموع مجازات مضمحل مىگردند و باقى نمىماند مگر شمع احديت . چنان كه در باب سراب حق فرموده : * ( « حَتَّى إِذا جاءَه لَمْ يَجِدْه شَيْئاً وَوَجَدَ الله عِنْدَه » 24 : 39 ( 1 ) كه :
( ( 344 ) ) شمع او گويد كه من چون سوختم * كى ترا برهانم از سوز و ستم
ن 837 8 - ك 284 28
من چون سوختم : چه مطلوبات مثل طلَّابشان همه گداخته مىشوند در نزد طلوع آفتاب حقيقت و چون ثلوج ذوبان مىيابند .
( ( 347 ) ) شمع مرده ياوه رفته دل ربا * غوطه خورد از ننگ كژبينى ما
ن 837 12 - ك 284 31 شمع مرده : كه * ( « ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ » 6 : 24 ( 2 ) . ياوه رفته : آن شقى هرزه و بىهوده در دنيا رفتار داشته . و در بعض نسخ « باده رفته » و اوّل اولى است . دل ربا غوطه خورد : غايب شد . و گاه گويند در كنايات كه زير آبى رفت . از ننگ كژبينى ما : و اشارت است به آن كه اختفاى دل رباى حقيقى ، از قصور ديدهء محجوبان است .
ديدهها كور و جهان پر ز آفتاب
و آن چه در هامش بعضى از نسخ چاپ نوشتهاند كه : « غبطه بدل غوطه أنسب است » ، خبط است چه ، غبطه مسرّت و خوش حالى است . و مغبوط شدن ، محسود شدن است در كمال .
و گويا قائل اشتباه كرده غبن را به غبطه
( ( 348 ) ) ظَلَّتِ الأَرباحُ خُسراً مَغرَماً * يَشتَكى شَكوى اِلَى الله العَمى
ن 837 13 - ك 284 31
ظلت الارباح : يعنى گرديد سودها زيان .
مغرماً : يعنى لازم دائم ، اگر به ضم ميم بخوانيم . و اگر به فتح بخوانيم به معنى غرم و دين است .
يشتكى : شكوه مىكند به خدا ، كورى را .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نور ، آيهء 39 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء هود ، آيهء 21 و نحل ، آيهء 87 . .