* ( « كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ اَلإِيمانَ » 58 : 22 ( 1 ) . با بيان : يعنى با فهم معنى ، كه مثل نوشتههاى حسيّه و عبارات لفظيّه نيست - كه دالّ غير مدلول است - و در فهم ، علمِ به وضع شرط است ، بلكه خود ، كتاب و كلام است و خود ، معنى . پس چون نسبت به قابل داده شود ، كتاب است ، و چون نسبت به فاعل داده شود ، و اِعرابش از ضميرِ مكنونِ مصون ، ملحوظ گردد ، كلام است . پس معنى ديگر هم مىشود . و بيان ديگر براى بيان ، يعنى در غيب نگاشتهها ، با كلامهاست . از آن جمله ، تكلَّم حق در سرّ عبد با لطيفهء خفيهء او . و از آن جمله ، تكلَّم سروش با روح . و از آن جمله ، تكلَّم روح و عقل بسيط او با قلب او ، و قلب او با خيال او .
( ( 319 ) ) هر كسى شد بر خيالى ريش گاو * گشته در سوداى گنجى كنجكاو
ن 836 2 - ك 284 13
كنجكاو : كاويدن ، گود كردن . و كنجكاوى ، كنايه است از دقت ، نيز . و با گنج جناس محرّف دارد .
( ( 321 ) ) وز خيالى آن دگر با جهد مرّ * رو نهاده سوى دريا بهر دُرّ
ن 836 4 - ك 284 14
جهد مرّ : مشقّت تلخ .
( ( 322 ) ) و آن دگر بهر ترهّب در كنشت * و آن يكى اندر حريصى سوى كشت
ن 836 5 - ك 284 14
ترهّب : رهبانيّت و انقطاع از خلق .
كنشت : معبد يهود .
( ( 324 ) ) در پرى خوانى يكى دل كرده گم * بر نجوم آن ديگرى بنهاده سم
ن 836 7 - ك 284 15
پرى خوانى : عزايم خوانى ، به جهت احضار جنّ .
( ( 327 ) ) آن خيالات ار نبد نامؤتلف * چون ز بيرون شد روشها مختلف
ن 836 10 - ك 284 17
مختلف : كه ، الظاهر عنوان الباطن
( ( 328 ) ) قبلهء جان را چو پنهان كرده اند * هر كسى رو جانبى آورده اند
ن 836 11 - ك 284 18
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مجادله ، آيهء 22 . .