( ( 2466 ) ) وصف حيوانى بود بر زن فزون * ز انكه سوى رنگ و بو دارد ركون
ن 948 14 - ك 321 8
ركون : ميل .
( ( 2464 ) ) عقل جزوىّاش نر و غالب بود * نفس انثى را خرد سالب بود
ن 948 12 - ك 321 7
سالب : رباينده .
( ( 2468 ) ) تشنه محتاج مطر شد و ابر نه * نفس را جوعُ البَقَر شد صبر نه
ن 948 16 - ك 321 9
جوع البقر : كما مرّ ، گاو جوع . و به يونانى « بوليموس » . و در بيت ترصيع است .
( ( 2469 ) ) اسپر آهن بود صبر اى پدر * حق نبشته بر سپر جاءَ الظَّفَر
ن 948 17 - ك 321 9
اى پدر : حدسم اين است كه « اى پسر » باشد ، و با « سپر » جناس مقلوب داشته باشد . چه ، حسن سليقهء مولوى رعايت محسّنات را بكند ، چنان كه پوشيده نيست ، كه كلماتش لفظاً و معنىً تماميّت دارد .
( ( 2474 ) ) رو به صحراى ختن با آن نفر * جز قرنفل ياسمن يا گُل مَچر
ن 948 22 - ك 321 12
با آن نفر : با اهل الله .
قرنفل : ميخك ، چون حار و يابس است ، تعبير است از عشق حقيقى كه آتش مزاج است ياسمن : تعبير است از عمل و رياضت نفس .
( ( 2475 ) ) معده را خو كن به آن ريحان و گل * تا بيابى حكمت و قوت رسل
ن 949 1 - ك 321 12 و گل : ورد احمر است و سيد الاوراد . تعبير است از حكمت الهى كه سيد العلوم است قوت رسل : چنان كه در حديث نبوى است كه « أَبيتُ عِندَ رَبّى يُطعِمُنى وَيُسقينى » ( 1 ) .
( ( 2478 ) ) هر كه كاه و جو خورد قربان شود * هر كه نور حق خورد قرآن شود
ن 949 4 - ك 321 14
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 388 . .