تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خلاصهء معنى آنست كه توكَّل بهترين كسبهاست . چه ، هر كسبى محتاج است به توكَّل . چه ، دعا مىكنى كه اى خدا كار مرا راست آر . و اين دعا از توكَّل است در نهان و متضمن است توكَّل را ، و توكَّل احتياج به هيچ از اينها ندارد . چنان كه فرموده :
در توكَّل هيچ نبود احتياج فارغى از نقص ريع و از خراج
ن ندارد - ك 320 23 در توكَّل هيچ . . . : و ريع - به فتح راء مهمله و به ياء مثناة تحت و به عين مهمله - زيادتى و نما بر اصل است .
( ( 2428 ) ) بعد از آن گفتش بدان در مهلكه * نهى لا تلقوا بايدى تهلكه
ن 946 18 - ك 320 24 در مهلكه : در بعض نسخ « كه اندر مهلكه » صحيح نيست .
( ( 2436 ) ) شرح روزه گر دروغ و زور نيست * پس چرا چشمت ازو مخمور نيست
ن 947 4 - ك 320 28 شرح روزه : نظير است . كه به آن مىماند كه مُرائى بگويد من چنين و چنان طاعت و رياضت دارم ، و صوم دارم ، ولى سيماى او تكذيب او كند ، كه بايد عضلات پلك چشم او قوتش ضعيف باشد ، كه چشم سريع الحركة نباشد ، مثل چشم مخمور كه از صعود بُخار و بلَّت ، سرعت حركت و وسعت انفتاح ندارد . و زور : قول زور و باطل است . و با « روزه » جناس مقلوب دارد . و در بعض نسخ شرح « روضه » به معنى باغ و بستان است . و مخموريت چشم از باب رطوبت آن هوا ، يا از باب هواى غرور باشد . و تنظير اولى است از تمثيل .
( ( 2441 ) ) گفت از حمام گرم كوى تو * گفت خود پيداست از زانوى تو
ن 947 11 - ك 320 33 كوى : محلَّه .
( ( 2444 ) ) معجزه گر اژدها گر مار بُد * نخوت و خشم خدايىّاش چه شد
ن 947 14 - ك 320 35 نخوت : زيبندهء خدايى « قهر » است ، نه نخوت ، كه زيبندهء خداى مجعول است
( ( 2445 ) ) ربّ اعلى گر وى است اندر جلوس * بهر يك كرمى چيَست اين چاپلوس
ن 947 15 - ك 320 35