تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
چرك : يعنى شوره و پهين و مانند اين ، گُل و سبزه شود در چمن و پاليز .
( ( 2356 ) ) گفت خر گر در غمم گر در اِرم * قسمتم حق كرد من ز ان راضيم
ن 942 16 - ك 318 35 راضيم : صبر ، مقامى است دونِ رضا . و رضا ادون از شُكر . چه ، صبر با كراهتى است و به تكلَّف خود را وا مىدارد بر قبول و تحمّل مكروه ، و رضا با استواء اوست ، شكر با ثنا و ترجيح چنان كه عارفى فرمايد : اى درويش هر چه آيد خوش آيد و تا توانى بر مكروه شاكر باش ، و اگر نتوانى راضى ، و اگر نتوانى - بارى - صابر باش ، كه پايينتر از اين كفر است و اينجا به هر سه اشارت فرموده .
( ( 2359 ) ) غير حق جمله عدوّند اوست دوست * با عدو از دوست شكوت كى نكوست
ن 942 19 - ك 319 3 غير حق جمله عدو : از جهت غيريت . و اگر در اغيار محبّت ببينى ، از جهت وجه الله است . پس دامن جلال و جمال او را مىگيرد .
( ( 2377 ) ) از غزا باز آمدند آن تازيان * اندر آخر جمله افتاده ستان
ن 943 21 - ك 319 19 تازى : اسب . ستان : به سين مهمله و تاء مثناة فوق بىصبر و بىطاقت . و به معنى به پشت افتادن نيز آمده است .
( ( 2382 ) ) گفت رو به جستن رزق حلال * فرض باشد از براى امتثال
ن 944 4 - ك 319 23 امتثال : فرمانبردارى .
( ( 2384 ) ) وَابتَغُوا مِن فَضلِ الله است امر * تا نبايد غصب كردن همچو نمر

ن 944 6 - ك 319 24 * ( وَ اِبْتَغُوا مِنْ فَضْلِ الله : « وَاُذْكُرُوا الله كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » 62 : 10 ( 1 ) . يعنى طلب كنيد از فضل خدا و ياد كنيد خدا را بسيار ، شايد رستگار شويد . نمر : به سكون ميم و اصل كسرهء ميم است .

گر تو بنشينى به چاهى اندرون رزق كى آيد برت اى ذو فنون
ن ندارد - ك 319 26
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء جمعه ، آيهء 10 . .