ن 933 10 - ك 315 39 ز عمر مرد كار : يعنى متخلَّقِ متحقّقِ منتهى كه قدرت الله است . پس جارى مجراى ظرف زمان براى او ، سرمد است كه او فانى فى الله ، يعنى مُفنى فيه او وجوداً و صفةً در سرمد است . و حكما نيز فرمودهاند كه نسبت متغير به متغير ، زمان است . و نسبت متغيّر به ثابت دهر است . و نسبت ثابت به ثابت سرمد است . و تفصيل آنست كه امورى كه حركت و سيلان در طبيعتشان واقع است ، در زمانند . يعنى مُحاط سيلان و حركت دائمهء فلكند يا خود در تحت سيلان وضعى و طبيعى گرفتارند . و امورى هستند كه در طرف زمان و مفصل وهمى آن واقعاند . و آنها « آنى » اند . و امورى هستند كه ثابتات و مجرّداتاند . و آنها در دهرند . يعنى دهرِ مصطلح الهيين ، كه الدهر وعاء المجردات . و حق و صفات حق و اسماء حق ، در سرمد است . اين است كه بعضى ادبا هم فرمودهاند كه : افعال منسوبهء به حق متعال مُنسلخ از زمان است . پس خود آن مرد فانى است در حق ، و حكمى على حياله ندارد . و بدن - كه در زمان - و روح - كه در دهر است - همه فانىاند ، و حق - جلّ جلاله و تقدست اسمائه - ازلى و ابدى و سرمدى است . و خمسين الف سنة ، يك يوم ، بلكه كمتر از ايام سنهء سرمديه است . * ( « وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ الله » 14 : 5 ( 1 ) .
شرح مثنوى — صفحة 159
مساهمون: مصطفى بروجردى
ص١٥٩
حشرِ جمعى ، تحول كلّ و فناء كلّ است طولًا فى الله . يعنى مغيّات بىنهايت به حركات بىنهايت در ازمنهء بىنهايت ، بايد نيست شوند در تحت سطوع نور بىنهايت . و هر دوره و آن چه در آن واقع شود ، متناهى است . و بدايت و غايت و پنجاه هزار ، به سبب آن است كه هر چه در صعود است ، در سلسلهء نزول مترايى است و كينونت داشته است آن جا . و انطباق عروج بيست و پنج هزار سال ، منافى نيست با آن كه مجموع آن يوم پنجاه هزار سال باشد - كه ظرف تواند اوسع از مظروف باشد . و يوم تغليب باشد . و اما دويست سال ، چون ناقص بوده است اعتنا نشده به آن
( ( 2182 ) ) قدر هر روزى ز عمر مرد كار * باشد از سال جهان پنجه هزار
( ( 2185 ) ) عشق وصف ايزدست اما كه خوف * وصف بندهء مبتلاى فرج و جوف
ن 933 13 - ك 315 40 و
جوف : به جيم بطن . و با خوف جناس لاحق دارد .
( ( 2187 ) ) پس محبت وصف حق دان عشق نيز * خوف نبود وصف يزدان اى عزيز
ن 933 15 - ك 316 1
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ابراهيم ، آيهء 5 . .