قسم باطل : يعنى قسمت و سهم اهل باطل آنان را جذب مىكند .
مور و مار و پود و تار و زير و زار
هر يكى با جنس خود برمىشمار
ن ندارد - ك 315 4
زير و زار : كنايه از آواز حزين و آهسته . ولى مقابله ، درست نمىآيد و چون « زير » به معنى بزرگ و مهتر آمده ، مىشود مراد باشد . و مقابله با « زار » به معنى ضعيف دارد .
بر مىشمار : چنان كه شمرد اينجا . و جنس گفتن با آن كه مقابل و ضد است ، به جهت آنست كه تضاد - به وجهى - تناسب است ، چنان كه در علم معانى و بيان و بديع ، از مناسبات شمرده مىشود . و گفته شده است نيز كه كُلُّ نِدٍّ ضِدٌ و كُلُّ ضِدٍّ نِدٌّ .
دارد آوازى نه اندر خورد گوش
هست آوازش نهان در گوش نوش
ن ندارد - ك 315 13
دارد آوازى : كه منم مقوى مغز و دماغ خليفهء خدا ، و منم نور كه آن روغن چنان كه نور ادراكى باطن شود ، نور حسّى شود و محافل را روشن كند . و اين آيت آنست كه چنان كه لسان و مقاطع را آوازى است ، همچنين قلب معنوى را آوازى است - كه كليّات مجرّده باشد - كه اين آوازها كه كلام صورى است به جهت آنهاست ، كه
إنَّ الكَلامَ لَفىِ الفُؤادِ وَإنَّما
جُعِلَ اللِّسانُ عَلَى الفُؤادِ دَليلًا
اين است كه روح امرى و عقل بالفعل را نفس ناطقه گويند ، و نطق ظاهر اگر عارى از آن نطق حقيقى باشد ، صمت است ، و گنگى به از آن است نهايت ، چون نطق طوطى است . و ذكر لسانى اگر مجرّد از ذكر قلبى و روحى باشد ، ذكر نيست . پس قلوب را آوازها ، و با آن دلنشين راز و نيازهاست
( ( 2151 ) ) آن يكى را در قيامت ز انتباه * در كف آيد نامهء عصيان سياه
ن ندارد - ك 315 19 ز انتباه : يعنى از آگاهى در قيامت ، چنان كه حق فرموده * ( « فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ » 50 : 22 ( 1 ) . و اما در دنيا ، معلوم است كه غفلت داشت - نه انتباه .
( ( 2155 ) ) خود هم اينجا نامهء خود را ببين * دست چپ را شايد آن يا در يمين
ن ندارد - ك 315 21
هم اينجا : چه ، گفتيم كه سواى نامهء عمل ، نيز نامه اى است كه نفس ابرار و نفس فجّار باشد .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ق ، آيهء 22 . .