مىدهد . اشارتست به كريمهء * ( « اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ » 36 : 65 ( 1 ) . و گذشت
( ( 2091 ) ) گر ببخشى يافت نوميدى كساد * ور نه صد چون ما فداى شاه باد
ن 928 12 - ك 314 13
كساد : بازار نوميدى كساد يافت .
( ( 2096 ) ) تهمتى بر بنده شه را عار نيست * جز مزيد حلم و استظهار نيست
ن 928 18 - ك 314 18
استظهار : پشت گرمى .
( ( 2099 ) ) مَن هُنا يَشفَع به پيش علم او * لا ابالىوار الَّا حلم او
ن ندارد - ك 314 19 من هنا : به فتح ميم . استفهام است و اقتباس است از آيهء شريفهء * ( « مَنْ ذَا اَلَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه » 2 : 255 ( 2 ) . يعنى كيست آن كه شفاعت كند در نزد حق تعالى مگر به اذن او .
( ( 2101 ) ) خونبهاى جرم نفس قاتله * هست بر حلمش ديت بر عاقله
ن ندارد - ك 314 20
قاتله : عقل را .
ديت بر عاقله : در موضع تعليل است . يعنى زيرا كه ديت بر عاقله است . و عاقله ، در فقه عَصَبَه و مُعتِق و ضامن جريره و امام باشد . و عصبه ، خويشاوندان پدرى .
( ( 2104 ) ) گاه علم آدم ملايك را كه بود * اوستاد علم و نقّاد نقود
ن ندارد - ك 314 22 اوستاد علم : لقوله تعالى * ( « فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ » 2 : 33 ( 3 ) . نقّاد : نقد شناس و صرّاف .
( ( 2106 ) ) آن بلادرهاى تعليم و دود * زيرك و دانا و چستش كرده بود
ن ندارد - ك 314 23 بلادر : بار درختى است و آن را حب الفهم گويند . بسيار حار ، بعض اجزاى آن در چهارم و بعضى در سيّم . و لهذا تقويت قواى مُدركه كند به شروط مقررهء در طب . و از اين جهت تعليم الهى را تشبيه به آن فرموده ، و اتّكال بر حلم را به افيون در قولش :
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء يس ، آيهء 65 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 255 . .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 33 . .