تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
گندگان : حرف اوّل كاف عربى است يا گاف فارسى - ولى به فتح . و دوم افصح است .
( ( 2075 ) ) بىعدد لا حول در هر سينه اى * مانده مرغ حرصشان بىچينه اى
ن 927 13 - ك 313 40 چينه : به چيم فارسى ، خوراك مرغان .
( ( 2076 ) ) ز ان ضلالتهاى ياوه تازشان * حفرهء ديوار و در غمّازشان
ن 927 14 - ك 314 1 ياوه تازشان : ياوه تاختشان . غمّاز : پرده در .
( ( 2077 ) ) ممكن انداىِ آن ديوار نى * با اياز امكان هيچ انكار نى
ن 927 15 - ك 314 1 داى : فارسى ، هر رده و صفّى از گل و خشت كه در ديوار گذارند . و اينجا ، ديوار مراد است .
عاقبت نوميد دست و لبگزان دستها بر سر زنان همچو زنان
ن ندارد - ك 314 3 زنان : جناس تام .
( ( 2081 ) ) ور نهان كرديد ديوار و تسو * فرّ شادى در رخ و رخسار كو
ن 928 1 - ك 314 8 رخ و رخسار : چون در مقابل افتاده‌اند ، رخ گونه‌ها باشد ، و رخسار مطلق اعضاى وجه ، مثل جبهه و جبين و چشم و ابرو و عذار و عارض و لب و مانند اينها . چه ، سار در فارسى - در نزد تركيب با كلمه - از براى دلالت بر انبوهى و بسيار است در معنى آن كلمه - چون نمكسار .
( ( 2082 ) ) گر چه پنهان بيخ هر بيخ آورست * برگ سيماهُم وُجُوهُم اخضر است

ن 928 2 - ك 314 8 برگ * ( سِيماهُمْ : « فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ اَلسُّجُودِ » 48 : 29 ( 1 ) . يعنى نشان ايمان در وجودشان پيداست از اثر سجده .

( ( 2085 ) ) بر زبان بيخ گل مهرى زند * شاخ دست و پا گواهى مىدهد
ن 928 5 - ك 314 10 بر زبان بيخ : بر زبان روح و خوىهاى او كل تن اگر چه مهر زند ، ليكن دست و پا گواهى
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء فتح ، آيهء 29 . .
شرح مثنوى — صفحة 153 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري