ن 921 17 - ك 312 9 سر بريد : امر است . اين مرغ : كه همين خام باشد ، كه بايد خدا را پيش از اين مىخواند و ياد مرگ بيش از اين مىكرد . حديث است كه « اُذكُروا هادِمَ اللَّذاتِ » ( 1 ) ، يعنى الموت .
ن 921 19 - ك 312 10 ز پيش : اشارتست به آن كه حكماى اشراق گفتهاند كه هر نوع طبيعى كه درين عالمِ طبيعى است ، فردى در عالم جبروت - كه عالم عقول كليه است - دارد ، كه آن فرد مجرد و همهء كمالات نوع خود را به مصداق واحد داراست ، و آن عقل مانند روح است و همهء افراد طبيعيه به منزلهء جسد واحد براى آن ، و آن عقل را به اسم اين نوع ، مسمّى مىكنند . چنان كه در اين طريقهء انيقهء محمديه ، اشارت به اين شده و به اين اسماء تسميه شده ، كه در اخبار آمده است كه خدا را در تحت عرش ثورى است كه « لا يَرفَعُ رَأسَه اِستِحياءً مِنَ الله وَخُضُوعَاً وَخُشُوعاً لَه » ( 2 ) . و نيز آمده كه خروسى است در تحت عرش كه چون آن نعره كند ، اين خروسان تبعيت كنند . و از كلمات مولانا امير المؤمنين على عليه السلام است كه « أَنَا آدَمُ الأوَّلُ » ( 3 ) .