تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

جسمانىاش . پس معلوم است كه او را علَّت مادّيه و صوريّه نيست ، و نه زمانى و مكانى . بلكه مبدع است كه دفعة واحدة سرمدية آن را از ليس به ايس آوردند ، كه مجموع مادّه و مادّى و مجرّدات و جسمانيّات را مادّه و زمان و مكان و جهت نيست . سلَّمنا كه علَّت ماديّه داشته باشد ، مادّهء صنع را خود ايجاد مىفرمايد ، به خلاف فواعل حادثه ، كه مادهء صنع آنها را خدا ايجاد فرموده ، و فاعل مستقل غنى خداست ، و صورت جسميّه و نوعيّه هم نمىخواهد . و اگر صورت به معنى ما به الشيء بالفعل باشد ، صورة الصور - اعنى فعليّة الفعليات - صورت آن است . و علَّت غائيّهء آن نيست مگر او ، كه اوست غاية الغايات . و نيست چيزى كه بتواند فعل مطلق او را علت غائيه و ثمرهء قُصواى اين شجره شود ، مگر خود او ، كه اجمل از هر جميلى و اكمل از هر كاملى است ، و همه ، مستعير كمال و جمال و جلالند از او . و عالى را التفات به سافل نيست . و اينكه گويند - مطابق با حديث قدسى - كه معروفيت ذات ، علَّت غائيه و ثمره است ، منافى نيست با آن كه حكما و عرفاء فرموده‌اند كه ذات اقدس ، مبدأ المبادى و غاية الغايات است . چه ، معرفتِ حق اليقينى ، مراد است ، نه عين اليقينى - چه جاى علم اليقينى * ( « أَلا إِلَى الله تَصِيرُ اَلأُمُورُ » 42 : 53 ( 1 ) . پس فعلهاى جزئى ، اگر معلَّل است به عللِ اربع ، فعلِ كلَّىِ او ، مبرّاست از علل . و اگر به مراتب بياييم و انوار بَعضُها فَوقَ بَعضٍ ببينيم ، چنان كه حكما فرموده‌اند كه فيض به نظام الاشرف فالاشرف آمد ، و صادر اوّل از او - تعالى - عقل اوّل است و از نور اقهر ، نور قاهر است ، پس نيز معلوم است كه عقل اوّل مجرّد است . و علَّت صوريّه و ماديّه ندارد و علَّت غائيهء او خود مصدر است . و صورت به معنى ما به الشيء و بالفعل او نيز فعلية الفعليات و تمام التمامات است . خاصه به آن تحقيقى كه فرموده‌اند كه غايت صورت ، صورتست در همه جا . تخت سلطان وقتى صورت كامله مىگيرد كه سلطان به اقامهء عدل و داد بر آن بنشيند . پس در اين نظر نيز فعل او مبرّا از علل است .

( ( 1930 ) ) در كمال صنع پاك مستحثّ * علَّت حادث چه گنجد با حدث
ن 919 20 - ك 311 23 مستحثّ : از حثّ ، به معنى طلب اكيد شديد است . يعنى صنع او مطلوب و مرغوب به نحو اتمّ است . با حدث : يعنى حدوث ، به باء موحّده و ياء مثناة - هر دو - جايز است . يعنى در مقام مطلق صنع او ، علَّت حادثه و حدوث ، هيچ يك راه ندارد .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 53 . .