لاابالىوار : اشارتست به حديث قدسى كه « خَلَقتُ هؤُلاءِ لِلجَنَّةِ وَلا اُبالى وَخَلَقتُ هؤلاءِ لِلنَّارِ وَلا اُبالى » ( 1 ) . خط : با خطا ، جناس مذيّل دارد .
( ( 1848 ) ) آتشى خوش بر فروزيم از كرم * تا نماند جرم و زلَّت بيش و كم
ن 915 15 - ك 310 10
آتشى خوش : معنيش آنست كه عرفا گويند كه به آتش بردن مانند زر به خلاص بردن است
( ( 1850 ) ) شعله در بنگاه انسانى زنيم * خار را گلزار روحانى كنيم
ن 915 17 - ك 310 11
بنگاه : به ضم اوّل ، منزل .
( ( 1851 ) ) ما فرستاديم از چرخ نهم * كيميا يُصلِح لَكُم اَعمالَكُم
ن 915 18 - ك 310 11 يُصلِح لَكُم أعمالَكُم : اشارتست به كريمهء * ( « يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا الله وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً يُصْلِحْ 33 : 70 - 71 . . . » ( 2 ) يعنى اى كسانى كه ايمان آوردهايد بپرهيزيد خدا را و بگوييد قول نيكو كه اصلاح كند از براى شما اعمال شما را .
( ( 1853 ) ) گوشت پاره آلت گوياى او * پيه پاره منظر بيناى او
ن 915 20 - ك 310 12
گوشت پاره : و با حقارتِ اينها ، عجيب است حاجتِ روحِ قدسى به اينها پس بايد غنى شود از اينها و از تنِ مركَّب از اينها به ذات خود . اگر چه در اوّل حاجت داشته باشد .
برداشتنش براى انداختن است
( ( 1854 ) ) مسمع او آن دو پاره استخوان * مدركش دو قطره خون يعنى جنان
ن 915 21 - ك 310 13
جنان : دل . و چون دو تجويف دارد ، يكى أيمن - خونش بيشتر و روح بخارىاش كمتر - و يكى ايسر - و آن به عكس - لهذا دو قطره خون فرموده
( ( 1855 ) ) كرمكىّ و از قذر آكنده اى * طمطراقى در جهان افكنده اى
ن 915 22 - ك 310 13
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء احزاب ، آيهء 70 . .