تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
( ( 1812 ) ) آن هزاران حجّت و گفتار بد * بر دهانش گشته چون مسمار بد
ن 914 1 - ك 309 31 مسمارِ بد : ميخ . و در بعض نسخ : « بسته چون مسمار سد » .
( ( 1821 ) ) پس ز حق امر آيد از اقليم نور * كه بگويندش كه اى بطَّال عور
ن 914 10 - ك 309 35 بطَّال : اهل بطالت و مضيّع عمر .
( ( 1833 ) ) چون جزا سايه است اى قدّ تو خم * سايهء تو كژ فتد در پيش هم

ن 914 22 - ك 310 2 چون جزا سايه است اى قدّ تو خم : اشارتست به آن چه پيش از اين گفتيم كه : تكرار اعمال و علوم و ادراكات موجب ملكات عمليّه و علميّه مىشود . و آن ملكات ظلّ مىاندازند از صور ملكوتيه و صرفهء از مادهء دنيويه . و آن ملكات براى آن صور چون ارواحند براى اجساد . پس اگر ملكات حميده است ، اظلال آنها صور حسنه و زيبا باشد . و اگر ملكات رذيله است ، صور موحشه و شوها . پس چنان كه اگر قد جسمانى راست است ، سايه اش راست است ، و اگر كج است ، سايه اش كج است ، همچنين قامت نفس ، اگر بر احسن تقويم است و رويش به قبلهء حقيقى ، و سرش به فوق حقيقى است ، پس فطرت ثانيه بر طبق فطرت اولى است ، كه * ( « لَقَدْ خَلَقْنَا اَلإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » 95 : 4 ( 1 ) . و اگر ناكس الرأس و مخلَّد الى ارض الطَّبيعة است ، پس از آنهاست كه « يُحشَروُنَ عَلى صُوَرٍ يَحسُنُ عِندَهَا اَلقِرَدَةُ وَالخَنازيرُ » ( 2 ) كه برازخ اعمال بر طبق اعمال است . پس معلوم شد كه جزايى كه صور برزخيه است ، مانند سايه است براى ملكات .

( ( 1840 ) ) بخششى محضى ز لطفت بىعوض * بودم اميد اى كريم بىغرض
ن 915 7 - ك 310 6 ز لطفت بىعوض :
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشى آن [ مع ؟ ] بود لطف و عطاى تو كجاست
( ( 1846 ) ) لاابالىوار آزارش كنيم * و ان خطاها را همه خط بر زنيم
ن 915 13 - ك 310 9
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء تين ، آيهء 4 . .
( 2 ) اقتباس است از روايت . .