تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
آسمانِ ظاهر ، مظهر است براى موعودات قيامت و آنها در اينها حلول ندارند ، چه اينها نشاهء طبيعىاند و آنها از نشاهء ديگر مخالف اين نشاهء در خاصيت .
( ( 1744 ) ) گر هزاران رطل لوتش مىخورى * مىرود پاك و سبك همچون پرى
ن 910 13 - ك 308 28 هزاران : بىتعيين ، چه نفرمود صد هزاران يا دويست و غير اين . رطل : از اوزان است ، مدنى و عراقى و شرعى و طبّى دارد .
( ( 1745 ) ) كه نه حبس باد و قولنجت كند * چار ميخ معده آهنجت كند
ن 910 14 - ك 308 29 آهنج : كشيدن .
( ( 1752 ) ) بىنوا هر دم همىگويد كه كو * در مجاعت منتظر در جستجو
ن 910 21 - ك 308 32 مجاعت : گرسنگى . حاصل آن كه روزه به جهت زجر نفس كه دارد ، سالك را آگاه و خبير مىكند به حق و منتظر طعامهاى روحانى و واردات قلبيه مىسازد ، كه فرمود :
( ( 1756 ) ) ضيف با همت چو ز آشى كم خورد * صاحب خوان آش بهتر آورد
ن 911 3 - ك 308 34 چو ز آشى كم خورد : كه غذاى جسمانى باشد . آش بهتر آورد : كه غذاى روحانى باشد .
( ( 1758 ) ) سر بر آور همچو كوهى اى سند * تا نخستين نور خود بر تو زند
ن 911 5 - ك 308 35 سر بر آور : يعنى در نيت روزه و غايت جوع بلندتر شو و غرضت تخلَّق باشد به خُلق صمدٌ لا يطعم .
( ( 1760 ) ) آن يكى مىگفت خوش بودى جهان * گر نبودى پاى مرگ اندر ميان
ن 911 10 - ك 309 2 آن يكى مىگفت : برگشت به اوّل ، كه تحسين موت و مذمّت حيات طبيعى باشد .
( ( 1761 ) ) آن دگر گفت ار نبودى مرگ هيچ * كَه نيرزيدى جهان پيچ پيچ
ن 911 11 - ك 309 2
شرح مثنوى — صفحة 131 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري