تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
جمادى تا عقل كلى و صفة اللطف او القهر ، همچنين بدان و ببين كلّ را ، كه مبدأ و معاد همه واحد است .
( ( 1627 ) ) تو فرشتهء رحمتى رحمت نما * حامل عرشى و قبلهء دادها
ن 904 4 - ك 306 33 و قبلهء دادها : عطف است بر عرش . يعنى حامل قبلهء دادهايى تو ، كه اركان اربعه در امورِ تحت عرش ، همه ، اظلالِ اركان عرشند ، چون علوم اربعهء تعقل و تخيل و توهّم و احساس و مراتب اربع از عقل نظرى و اربع عقل عملى و عناصر اربعه و أنهار اربعهء بهشت و قطرات آنها در دنيا و غير اينها . و چار جو و چار چشمه كه فرموده بر سبيل تمثيل است .
( ( 1628 ) ) عرش معدن گاه داد و معدلت * چار جو در زير او با مغفرت
ن 904 5 - ك 306 34 با مغفرت : بهتر است از نسخهء « پر مغفرت » . و وجه صحت اخير ، تسميهء لازم است به اسم ملزوم . مثل تسميهء مرضعه را . . .
( ( 1634 ) ) شير داد و پرورش اطفال را * چشمه كرده سينهء هر زال را
ن 904 11 - ك 306 37 زال : از باب تسميهء شىء است به اسم ما يؤول إليه . چه ، زال پير فرتوت است كه سينهء شير دهنده ندارد . بلكه زن از سنّ يأس ، حامله نشود . و مىشود زال عربى باشد ، يعنى عروس . چه در لغت الزلَّه به معنى العرس آمده است . و اگر چه دور است ، ولى مىشود نسخهء آل باشد ، يعنى اهل بيت .
( ( 1637 ) ) آب دادى علم اصل و فرع را * از براى طهر و بهر كرع را
ن 904 14 - ك 306 38 كرع : آب خوردن به دهان ، مانند حيوان . و در نسخه [ اى ] « زرع » است
( ( 1639 ) ) بشنو اكنون ماجراى خاك را * كه چه مىگويد روان پاك را
ن 904 16 - ك 306 39 روان پاك : مراد اسرافيل است . و در بعض نسخ : « فسون محراك » به وزن منحار ، جنباننده . ليكن نسخهء اول اصح است .
( ( 1646 ) ) كز برون فرمان بدادى كه بگير * عكس آن الهام دادى در ضمير
ن 905 2 - ك 307 4 عكس آن : چه بسيار مناسب است به آن كه عطار فرمايد :