تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
( ( 1614 ) ) جملگى آوازها بگرفته شد * رحم آمد بر سر آن قوم لُدّ
ن 903 11 - ك 306 24 لدّ : جمع ألدّ ، يعنى شديد الخصومة .
( ( 1616 ) ) قصهء يونس دراز است و عريض * وقت خاكست و حديث مستفيض
ن 903 13 - ك 306 25 حديث مستفيض : مشهور شايع ، دون متواتر .
( ( 1621 ) ) آمد اسرافيل هم سوى زمين * باز آغازيد خاكستان چنين
ن 903 20 - ك 306 30 چنين : به چيمِ فارسى ، يا به حاء مهملهء ، چو انين .
( ( 1623 ) ) در دمى از صور يك بانگ عظيم * پر شود محشر خلايق از رميم

ن 903 22 - ك 306 31 رميم : استخوان پوسيده . اشارت است به كريمهء * ( قالَ مَنْ يُحْيِ اَلْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا 36 : 78 - 79 . . . ( 1 ) .

( ( 1624 ) ) در دمى در صور گويى الصلا * بر جهيد اى كشتگان كربلا

ن 904 1 - ك 306 32 در دمى در صور : چنان كه به دميدنى روحى ، جنين زيدى حىّ مىشود ، و به قبض روحى ، زيد حىّ ، ميّت مىشود ، كه به نفخه شعله خاموش مىشود و به نفحه آتش شعله ور مىشود - همچنين جميع صور دنيويه دفعةً واحدة به وحدت حقّه قبض مىشوند و به نفخهء واحده تمام صور برزخيه حىّ مىشوند به حيوة اخرويه ، كه نفوس و ارواح از اينجا بار بندند و در آن جا نازل شوند . * ( ما خَلْقُكُمْ وَلا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ 31 : 28 ( 2 ) . يعنى نيست خلق جميع شما و حشر جميع شما مگر مثل نفس واحده - خاصه نفس كليه انسان كامل كه حيوة او حيوة كلّ است . و اين مانند حيوة وجود كه كل ماهيات دفعةً واحدة حقهء ظليّه موجودند و به اسقاط اضافه تخلقاً و تحققاً دفعةً واحدة حقهء حقيقيه فانىاند و موجود حق است و بس . و تفاوت نيست مگر آن كه در حيوة وجود حى و ميت كل ماهيّات و تعينات است . و در حيوة به معنى منشأ درك و فعل . كه گويند الحىّ هو الدّرّاك الفعال . حىّ و ميّت ابدان باشد و متعلق ارواح . و بالجمله چنان كه بينى و دانى كه يك نفس را مهمل نمىگذارند و به غايت مىرسانند از

هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء يس ، آيهء 78 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء لقمان ، آيهء 28 . .