تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

ابدان ، و عزرائيل بر قبض ارواح از ابدان . پس جبرئيل ، عقل كلى است كه واسطه است در ايصال علم به همهء عقول بالفعل ، و در ايصال وحى به همهء انبيا و الهام به همهء اوليا . قال تعالى : * ( عَلَّمَه شَدِيدُ اَلْقُوى 53 : 5 ( 1 ) . و اوست كه به عقل فعّال و روح القدس و ناموس اكبر و سروش اعظم و روان بخش و قلم نگارنده در قلوب و خزانهء عقول مستفاده و غير اينها ناميده مىشود .

( ( 1565 ) ) كه سفير انبيا خواهى بدن * تو حيات جان و حيى نى بدن
ن 900 21 - ك 305 25 سفير : رسول را گويند ، و او رسول خداست به سوى انبيا . چنان كه انبيا ، رسل و سفراى حقّند به جانب خلق .
( ( 1567 ) ) بانگ صورش نشأت تنها بود * نفخ تو نشو دل يكتا بود

ن 901 1 - ك 305 26 بانگ صورش : چه ، اسرافيل مصوّر تنهاست باذن الله ، و جبرئيل مصوّر قلوب و عقول است . يكتا : اضافهء دل به يكتا از آن است كه عرش الله است . يا از آن باب است كه وحدت دل كامل هم عدديه نيست و حقّه است . و ليكن وحدت ذات اقدس حق ، حقّهء حقيقيه است ، و وحدت دل كامل ، حقهء ظليه . و لهذا يك وجه از وجوه * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ 42 : 11 ( 2 ) ، به فتح ثاء مثلثه در معنى .

( ( 1568 ) ) جان جان تن حيات دل بود * پس ز دانش ذات تو فاضل بود
ن 901 2 - ك 305 27 ز دانش : ز علم . ذات تو : نه « ز دادش داد تو »
( ( 1569 ) ) باز ميكائيل رزق تن دهد * سعى تو رزق دل روشن دهد
ن 901 3 - ك 305 27 دهد : در دو موضع ، نه « بود » .
( ( 1570 ) ) او به داد كيل پر كردست ذيل * داد رزق تو نمىگنجد به كيل
ن 901 4 - ك 305 28 ذيل : دامن .
( ( 1571 ) ) هم ز عزرائيل با قهر و عطب * تو بهى چون سبق رحمت بر غضب
ن 901 5 - ك 305 28
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نجم ، آيهء 5 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 11 . .