تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
( ( 1528 ) ) كو همىترساندت هر دم ز فقر * همچو كبكش صيد كن اى نرّه صقر
ن 898 21 - ك 305 1 نرّه : مشدّد نر ، كه به عربى فحل گويند . صقر : باز .
( ( 1531 ) ) گر چه ناصح را بود صد داعيه * پند را اذنى ببايد واعيه

ن 899 2 - ك 305 3 واعيه : شنونده . اشارتست به كريمهء * ( « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » 69 : 12 ( 1 ) . يعنى مىشنود اين حكم و مواعظ را گوش شنونده .

( ( 1534 ) ) ز انبيا ناصحتر و خوش لهجه تر * كى بود بگرفت دمشان در حجر
ن 899 5 - ك 305 4 بگرفت دمشان : اصح است از نسخهء « كه كوفت . . . » .
( ( 1535 ) ) ز انكه كوه و سنگ در كار آمدند * مىنشد بد بخت را بگشاده بند
ن 899 6 - ك 305 5 ز انكه : اصح است از نسخهء « ز انچه » .
( ( 1536 ) ) آن چنان دلها كه بدشان ما و من * نعتشان شد بَل اَشَدُّ قَسوَةً

ن 899 7 - ك 305 5 بل اشدّ : اشارتست به كريمهء * ( « فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً » 2 : 74 ( 2 ) . يعنى دلهاى سخت مثل سنگ است ، يا سختتر . ( 154 )

( ( 1537 ) ) چارهء آن دل عطاى مبدليست * داد او را قابليت شرط نيست
ن 899 12 - ك 305 9 مبدليست : به ميم مضمومه و باء موحده و دال مهمله . و با دل جناس دارد . و به ذال معجمه نيست ، چه ابذل نيامده ، كه بذل خود متعدى است . قابليت شرط نيست : اگر قبول بر مشكل شود كه كلام حكما و عرفاست كه العطيات به قدر القابليات ، و مأخوذ است از كلام حق تعالى كه * ( « أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » 13 : 17 ( 3 )
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء الحاقة ، آيهء 12 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 74 . .
( 154 ) هم اقتباس مولوى و هم شرح مرحوم حاجى با كلمهء بل بوده كه غلط است . ضمناً ترجمه نيز بر اساس آيهء قرآن ، تصحيح گرديد .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 17 . .
شرح مثنوى — صفحة 117 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري