پرده است : بهتر از « راه است » كه در بعض نسخ است .
هر نفس : يعنى روزى حقيقى كه اصل روزىهاى مجازى است ، فيض حيوة است كه لحظةً فلحظةً ، و انفاس متبركه است كه آناً فآناً به ياد او بر آيد . بلكه در همهء انفاس حيوانات ، ها و هوى اوست . چنان كه مؤلف راست كه :
دم چو فرو رفت هاست هوست چو بيرون رود
يعنى ازو در همه هر نفسىهاى و هوست
( ( 1488 ) ) كه اصول دخلم اينها بوده اند * هم از اينها مىگشايد رزق بند
ن 897 3 - ك 304 21
اينها بودهاند : يعنى هر نفس .
( ( 1491 ) ) چون بكارى در زمين اصل كار * تا برويد هر يكى را صد هزار
ن 897 6 - ك 304 22
كار : امر است . يعنى به كار در زمين دل اَجرَد ازهر .
( ( 1494 ) ) دست بر سر مىزنى پيش إله * دست و سر بر دادن رزقش گواه
ن 897 9 - ك 304 23
دست و سر بر دادن : گواهى اين دو از آنست كه اينها آلت اين زراعت حقيقىاند - خاصه با آب جارى از عين و نسيمِ خوشِ ذكر و دادن نضج حرارت غريزى نورِ فكر و اعتدال فصل خُلقِ عدالت . پس زراعت كنند و روزى حلال طيب بخورند به حول الله تعالى و قوّته . و گواهى دادن ديگر آن كه دست مظهر قدرت ، و سر مظهر علم است و آن ، آناً فآناً روزى قدرت و روزى ادارك مىگيرند .
( ( 1500 ) ) چون يَفِرُّ المَرءُ آيد مِن اَخيه * يَهرُبُ المَولُودُ يَوماً مِن أَبيه
ن 897 15 - ك 304 26
چون يفرّ المرء : يعنى خواهد گريخت در روز قيامت مرد از برادر خود و ولد از پدر خود .
( ( 1501 ) ) ز ان شود هر دوست آن ساعت عدو * كه بتِ تو بود و از ره مانع او
ن 897 16 - ك 304 27 ز ان شود : يعنى سرّ فرار از اقارب در آن روز آنست كه آن روز روشن شود كه اينها اعظم مانعى و اثخن حجابى بودهاند آدمى را از حق تعالى . * ( « فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ » 50 : 22 ( 1 ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ق ، آيهء 22 . .