ور نه : آنست كه اگر آينه نبود . و بنا بر ثانى معنى آن : اگر با خبر بودى .
( ( 1437 ) ) همچنان در آينهء جسم ولى * خويش را بيند مريد ممتلى
ن 893 24 - ك 303 18
در آينهء جسم ولى : چون وجود ولى با صفاست . و با كليّت و حيطت ، مرآتيّت از براى كل دارد .
ولى مريد ناقص ، به صورت ، سنخيت دارد ، كه جنبهء معنيش بالفعل نشده . اين است كه در آينهء جسم ولى فرمود .
( ( 1438 ) ) از پس آيينه عقل كل را * كى ببيند وقت گفت و ماجرا
ن 894 1 - ك 303 19
عقل كل را : كه كل عقول كليه است . و گذشت كه آدم ناسوتى ، ظلّ آدم جبروتى است ، و آن ظل لاهوتى . و آنها تكلَّم با خدا دارند . و جبروتى ، مكانش عالم جبروت ، و زمانش دهر اعلى .
و ناسوتى در مكان و زمانِ عالم طبيعت است . پس مريد كه در عالم ناسوت است ، خبر ندارد از مراد كه در عالم جبروت يا لاهوت است .
( ( 1441 ) ) هم صفير مرغ آموزند خلق * كين سخن كار دهان افتاد و حلق
ن 894 4 - ك 303 20
هم صفير مرغ : تمثيل ديگر است .
كار دهان : اين اولى است از نسخهء « اندر دهان » .
( ( 1442 ) ) ليك از معنىّ مرغان بىخبر * جز سليمان قرانى خوش نظر
ن 894 5 - ك 303 21
جز سليمان : كه منطق الطير با معنى را متعلم شده بود از حق . نه چون صفير زنان ، كه صورت آموزند و از معنى بىخبرند .
( ( 1460 ) ) از براى مشترى در وصف ماه * صد نشان ناديده گويد بهر جاه
ن 895 7 - ك 304 1
مشترى در وصف ماه : در كلام ايهام التناسب است به مشترى كه برجيس باشد .
( ( 1462 ) ) از هواى مشترىّ بىشكوه * مشترى را باد داده اين گروه
ن 895 9 - ك 304 2 باد داده : « باز دارد » ، خوب نيست . * ( « إِنَّ الله اِشْتَرى مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ 9 : 111 . . . » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 111 . .