تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

بر وفق خو : گذشت كه اعمال مكرره ، چون ملكه و خو شود ، صورى مناسب آن خوىها اظلال آنها شود ، و نفس به آن صور در برزخ محشور شود . در حديث است كه « إنَّما هِيَ أعمالُكُم تُرَدُّ اِلَيكُم » ( 1 ) . و آن صور برزخى و اخروى ، مادهء دنيويه ندارد ، كه دنيا و مادهء آن جميعاً بايد فانى شود ، و صورتها مثاليّه است ، نه دنيويه . چون صور مرآتيه كه روح در آنها باشد و حىِّ ناطق باشند .

( ( 1395 ) ) اين بود اظهار سرّ در رستخيز * الله الله از تن چون خر گريز

ن 891 15 - ك 302 30 اين بود اظهار سرّ : قال الله تعالى * ( « يَوْمَ تُبْلَى اَلسَّرائِرُ » 86 : 9 ( 2 ) . روزى است كه ملكات همه صورت بندند به صور برزخيه و اخرويه ، و ظاهر شوند از براى مشاعر برزخيه و اخرويه . و آن صور به لسان شرع مطهّر دنيويه نيست ، و به لسان حكمت ، طبيعيّه و ماديه نيست .

( ( 1397 ) ) گفت نى آن نار اصل عارهاست * همچو اين نارى كه اين زن را بكاست
ن 891 17 - ك 302 31 اصل عارهاست : يعنى نار اخروى صورت اين كارهاى بد است ، كه هر معنى را صورتى است . و عذاب جسمانى و روحانى - هر دو - دارد . اما جسمانى ، معلوم است . و اما روحانى ، آنست كه اصل ننگها و عارهاست . زيرا كه فاجر - خاصه جاهل - در معنى زن است و شيطان در آن دخل مىكند . و چون خدمت قوهء شهويه و قوهء غضبيه مىكند ، پس كمر خدمت بسته پيش خوكى و سگى ، بلكه بندگى آنها مىكند و هر يك از اين بندگيها عار عظيم و ننگ جسيم است .
( ( 1399 ) ) لقمه اندازه خور اى مرد حريص * گر چه باشد لقمه حلوا و خبيص
ن 891 19 - ك 302 32 خبيص : به خاء معجمه و باء موحده حلواى معمول از خرما و روغن .
( ( 1400 ) ) حق تعالى داد ميزان را زبان * هين ز قرآن سورهء رحمن بخوان

ن 891 20 - ك 302 32 سورهء رحمن : اشارتست به كريمهء * ( « أَلَّا تَطْغَوْا فِي اَلْمِيزانِ وَأَقِيمُوا اَلْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا اَلْمِيزانَ » 55 : 8 - 9 ( 3 ) . يعنى حيف و ميل نكنيد در ترازو و بسنجيد به عدل و زيان مرسانيد به كم سنگى در ميزان .

هامش
( 1 ) - علم اليقين ، ج 2 ، ص 844 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء طارق ، آيهء 9 . .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 8 . .