ن 887 15 - ك 301 18 در وقوف : يعنى نزد اهل وقوف و اطلاع بر حقايق . پس چنان كه عصاى موسى عليه السلام بلعيد هر چه را كه سَحَره اظهار كرده بودند ، همچنين همهء حروف درين چند حرف مطوى است . بلكه همهء حروف تكوينيه در الف مكمون است ، و در نقطهء راسم الف مكنون است . چون آنِ سيّال كه راسم همهء ازمنه و دهور - از اعوام و شهور و اسابيع و ايام و ليالى و عصور و ساعات و دقايق و ثوانى الى غير ذلك - مىباشد . و به وجهى دهر دهارير متصل واحد است ، و اتصال وَحدانى مساوق وحدت شخصيه است . چنان كه درياى عظيم يك فرد از آب است كه اجزاء آن متصل است ، و آب قدح يا فنجان كه منفصل است ، يك فرد . و تركيب * ( « الم » 2 : 1 ( 1 ) الله جبرئيل محمد است ، و تركيب * ( « حم » 41 : 1 ( 2 ) حق محمد است . يعنى بر حق و با حقيقت است
ن 887 22 - ك 301 22 گر چه در تركيب هر تن : چنان كه انبيا فرمودند : « إن نَحنُ إلَّا بَشَرٌ مِثلُكُم » ( 3 ) تنظير حروف تكوينيه فرموده به حروف تدوينيه . كه چنان كه حروف تدوينيه به ظاهر و به صورت در همهء كلمات يكسانند ، ولى به باطن و به معنى در كلمات تامات ، حروف عاليات ، و در كلمات ناقصات حروف نازلات ، همچنين حروف تكوينيه در كلمات محمديه و عيسويه و موسويه و بالجمله كلمات نبويه و ولويه و اسم اعظم حق تعالى ، علَّيه و شامخهاند ، و چه مىمانند به همانها در كلمات ناقصات .