تمام بيت : يعنى فطانت و فراست خدايى كه بايست سرمهء ديدهء لطيفهء سرّيه او شود - كه لطيفهء خفيّه ، بل اخفويه بيند - صرف جدل كرد ، و در دانش مفاهيم دقيقه به كار برد بىتحقق به حقيقت .
و در بعض نسخ اين بيت بطور ديگر مذكور بوده ، و بعضى هر دو را جمع كرده
( ( 1294 ) ) پيك اگر چه در زمين چابك تگيست * چون به دريا رفت بسكسته رگيست
ن 886 15 - ك 301 6
پيك : قاصد و بريد .
( ( 1295 ) ) او حملناهم بود فى البرّ و بس * آن كه محمولست در بحر اوست كس
ن 886 16 - ك 301 7
در بحر : عالم معنى و تجرّد .
( ( 1300 ) ) گفت اى گريان چو ابر بىخبر * بر وفاق گريهء شيخ بطر
ن 886 21 - ك 301 10
بطر : به باء موحده و طاء مؤلفه ، خود بينى - كما مرّ . و در بعض نسخ به نون و ظاء معجمه ثبت شده .
( ( 1302 ) ) تا نگويى ديدم آن شه مىگريست * من چو او بگريستم كاين منكرى است
ن 887 1 - ك 301 11
كاين منكرى است : افصح اين است كه به صيغهء مفعول باشد ، از انكار - نه صيغهء فاعل . و اما « او منكرى است » كه در بعض نسخ است ، ناصحيح است . چه ، « او » در ذوى العقول استعمال بايد بشود ، و در غيرشان اين و آن استعمال مىشود .
( ( 1307 ) ) گريهء او نز غمست و نز فرح * روح داند گريهء عين الملح
ن 887 6 - ك 301 14 گريهء او نز غمست گريهء او نز غمست : كه اوست مصداق * ( « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » 57 : 23 ( 1 ) بلكه مصداق * ( « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » 10 : 62 ( 2 ) . عين الملح : چشم نمكين .
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء حديد ، آيهء 23 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء يونس ، آيهء 62 . .