( ( 1231 ) ) اين كه كرّمناست و بالا مىرود * وحيش از زنبور كمتر كى بود
ن 882 9 - ك 299 15 كرّمناست : يعنى مصداق * ( « وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ » 17 : 70 ( 1 ) است .
( ( 1232 ) ) نه تو اَعطَيناكَ كَوثَر خوانده اى * پس چرا خشكىّ و تشنه مانده اى
ن 882 10 - ك 299 16
كوثر : حوض كوثر . و به خير كثير تفسير شده ، نيز ، كه هر خير را شامل مىشود . و انسان كامل هيكل توحيد است و داراى كلّ و آينهء سراپا نماى صفات حق ، و محمّد و محمّد خوست و او كلّ الانواع و كلّ الخيرات است .
( ( 1241 ) ) تا نخوانى لا و الَّا الله را * در نيابى منهج اين راه را
ن 882 19 - ك 299 21
تا نخوانى لا و الَّا الله را : لا نفى تعيّنات و سلب ماهيّات و سرابات ، و الَّا اثبات ذات و آب حيات و اينجا ، لا ، بغض فى الله بو لهبان را ، و الَّا ، حب فى الله محمّد و محمّديان را .
( ( 1244 ) ) مال رفت و زور رفت و نام رفت * بر من از عشقت بسى ناكام رفت
ن 883 12 - ك 299 29
مال رفت : صنعت تنسيق الجمل است .
( ( 1249 ) ) مىكند تكرار گفتن بىملال * كى ز شارت بس كند حوت از زلال
ن 883 17 - ك 299 31
ز شارت : ز اشارت
( ( 1250 ) ) صد سخن مىگفت ز ان درد كهن * در شكايت كه نگفتم يك سخن
ن 883 18 - ك 299 32
در شكايت : صنعت محتمل الوجهين است .
ور چو يوسف چاه و زندانم كنى
ور ز فقرم عيسى مريم كنى
ن ندارد - ك 299 35
زندانم كنى : به فتح كاف . و قافيهء دوم به ضم كاف .
( ( 1255 ) ) تو همه كردى نمردى زنده اى * هين بمير ار يار جان با زنده اى
ن 883 23 - ك 300 1
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اسراء ، آيهء 70 . .