تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
( ( 3749 ) ) چون ز فهم اين عجايب كودنى * گر بلى گويى تكلَّف مىكنى
ن 811 14 - ك 276 3 تكلَّف : به مشقّت چيزى را قبول كردن .
( ( 3754 ) ) ز انكه شكل زفت بهر منكرست * چون كه عاجز آمدى لطف و بر است
ن 811 19 - ك 276 6 بر : نيكويى .
( ( 3755 ) ) مصطفى مىگفت پيش جبرئيل * كه چنان كه صورت تست اى خليل
ن 812 4 - ك 276 9 صورت تُست : جبرئيل را حقيقتى است ، و صورت اصليهء عظيمه است و صور جزئيهء محدوده . اما حقيقت او ، پس او روح كلَّى مجرّد عقلانيى است ، كه عقلهاى بالفعل در همهء انسانها مستفادِ از اوست ، و تامّ است ، و حالت منتظره ندارد ، و ينبوعِ فعليّاتِ مادونِ خود است ، و الهام علوم ، به او و جنود اوست . الى غير ذلك من كمالاته . و اما صورت اصليّه - كه حضرت مصطفى او را در آن صورت دو مرتبه ديد - صورتى است كه چندين هزار سر و چندين هزار پَر و چندين هزار صُوَر دارد .
اين همه آثار صنع از فرّ اوست جمله نقشى از نقوش پرّ اوست
و اما صورت جزئيهء محدوده ، كه غالباً او را در آن مىديد ، صورتى بود بهىّ و جميل ، شبيه دحيهء كلبى - در صباحت .
( ( 3759 ) ) آدمى را هست حسّ تن سقيم * ليك در باطن يكى خلقى عظيم
ن 812 8 - ك 276 11 آدمى را هست :
آدمى چيست برزخى جامع صورت خلق و حق در آن واقع متصل با حقايق جبروت مشتمل بر رقايق ملكوت ظاهرش خشك لب به ساحل فرق باطنش در محيط وحدت غرق
( ( 3760 ) ) بر مثال سنگ و آهن اين تنه * ليك هست او در صفت آتش زنه
ن 812 9 - ك 276 11 اين تنه : يعنى آدمى به حسب تن ، چون سنگ و آهن . ولى به حسب نورِ باطن - كه عالمگير و اوسع از جهانِ كبير است - چون آتشها و شعلات عظيمه است ، كه از سنگ و آهن مولد شوند .
شرح مثنوى — صفحة 428 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري