تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
بىجهتتر باشد آمر : اسم فاعلِ امر است .
( ( 3694 ) ) بىجهت بد عقل و علَّام البيان * عقلتر از عقل و جانتر هم ز جان
ن 808 17 - ك 275 3 و علَّام البيان : به عطف است و مبتداست . و خبرش عقلتر . يا مفعولِ اوّل است . و صيغهء تفضيل ، اگر چه از اسم ذات بنا نمىشود ، و ليكن به تأويل تجرّد جايز است . يعنى مجرّدتر از عقل كل و نفس كل ، حضرت علَّام البيان است - جل جلاله - و بيان ظاهر معلوم است . و اما بيان حقيقى انسان كامل حقيقى است كه شرح و بيان صفات حق است .
( ( 3696 ) ) ز انكه فصل وصل نبود در روان * غير فصل و وصل ننديشد گمان
ن 808 19 - ك 275 4 ز انكه فصل و وصل : يعنى از آن كسى كه فصل و وصل جسمانى را نبايد روانِ پاك ، به او نسبت دهد ، بينديشند ، اصحاب گمان ، مگر جسمانى را ، و تعلَّق بىچون و چند نرسند .
( ( 3698 ) ) پى پياپى مىبر ار دورى ز اصل * تا رگ مرديت آرد سوى وصل
ن 808 21 - ك 275 5 تا رگ مرديت : تا عرق مردانگى معرفتت ، به قرب و وصل - به معنى تخلق و تحقق - بكشاند ، چون عرق شجر كه در ارض باب مىكشاند .
( ( 3700 ) ) زين وصيت كرد ما را مصطفى * بحث كم جوييد در ذات خدا
ن 809 1 - ك 275 6 بحث كم جوييد : قال - صلى الله عليه و آله و سلَّم - تَفَكَّرُوا فى آلاءِ الله وَلا تَتَفَكَّرُوا فى ذاتِ الله . ( 1 )
( ( 3703 ) ) هر يكى در پردهء موصول خوست * وهم او آن است كان خود عين هوست
ن 809 4 - ك 275 7 هر يكى در پرده : منزه در پردهء تنزيه و مشبّه در پردهء تشبيه . باز مشبهى در پردهء آفتاب و مشبهى در پردهء نجوم ، و همچنين . چه ، نيست موجودى كه پرستيده نشده باشد . وهم او آن است : و حال آن كه كُلَّ ما مَيَّزْتُمُوه بِأوْهامِكُمْ فى أدَقِّ مَعانيه فَهُوَ مَخْلُوقٌ مِثْلُكُمْ مَرْدُودٌ إلَيْكُمْ . ( 2 )
( ( 3710 ) ) جز كه لا احصى نگويد او ز جان * كز شمار و حد برون است و بيان
ن 809 11 - ك 275 11
هامش
( 1 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 131 . .
( 2 ) منبع يافت نشد . .
شرح مثنوى — صفحة 425 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري