هيچ در يادش نيايد : بلكه در خواب چنان پندارد كه عالمِ ديگر نيست ، غير عالمِ خواب ، و هر چه ادراك مىكند ، همان صواب است
( ( 3634 ) ) خاصه چندين شهرها را كوفته * گردها از درك او ناروفته
ن 805 20 - ك 274 8
شهرها را كوفته : يعنى به علاوهء آن كه روح در دنيا در خواب است ، بلاد غربت بسيار را پا زده ، و گردها انگيخته ، و آن گردها را ننشانده . سيّما در مقام حيوانى اسكيزهها زده .
و مىشود مراد ناروفتنِ گردهاى تخريب و تعمير اين شهرهاى جَمادى و نباتى و حيوانى و انسانىِ طبيعى و روحانى باشد . و مراد به تخريب و كوفتن ، تخريب به وجه محدوديّت و نقصان است . چه ، اين تغيّرات بطور كون و فساد نيست ، بلكه استكمال است . و در هر مرتبه و مقامى فعليّات و كمالاتِ مرتبهء سابقه را دارد ، با كمالاتى زايد بر آنها . و خَلع و لُبس نيست ، بلكه لُبس بعدِ لُبس است . و بالجمله گردها در لطايف نفسيه و قلبيّه و روحيه است ، مگر در لطايف سريّه و غيرها . و مقام سير فى الله كه نيست . و آثار هر مرتبهء سافله كه مىماند در مرتبهء عاليه ، گرد است . و تعلَّق به صور ، تعطَّل است در برزخيّات و غبار چهره مطلوب است و بايد نشاند .
( ( 3640 ) ) جز همين ميلى كه دارد سوى آن * خاصه در وقت بهار و ضيمران
ن 806 5 - ك 274 13
ضيمران : و ضومران ، عربىٌ . ريحان البرّ .
( ( 3641 ) ) همچو ميل كودكان با مادران * سرّ ميل خود نداند در لبان
ن 806 6 - ك 274 13
لبان : به كسر لام ، شير . و بعض اهل لغت گفتهاند كه لبان مختص است به بنات آدم ، و لبن اعمّ است .
( ( 3646 ) ) باز از حيوان سوى انسانيش * مىكشد آن خالقى كه دانيش
ن 806 11 - ك 274 16 سوى انسانيش : در صراط انسانى . چنان كه مىبينى كه جنين به نحو اتصال از عالمى به عالمى مىرود . و به مضمون * ( ما خَلْقُكُمْ وَلا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ ، 31 : 28 ( 1 ) در كل اين تبدلات و تحولات هست . * ( أَنَّ إِلى رَبِّكَ اَلْمُنْتَهى . 53 : 42 ( 2 )
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء لقمان آيهء 28 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء نجم آيهء 42 . .