مصطفى : اشارت است به حديث نبوى كه اَللَّهُمَّ اَرِنَا الأشْياءَ كَما هِيَ . ( 1 ) يعنى بار خدايا بنما به ما اشياء را كما هى عليه . و رَبِّ أرِنى هم روايت شده . و به وجهى طلب رؤيت حق است به نحو تأدّب . چه رؤيت مسبب به شهود ، بدون رؤيت سبب حقيقى امكان ندارد ، و رؤيت متقوّم ، بدون مقوّم ، محال است . قائلى گويد :
داناى همه حقايق اشيا كيست
آن كس كه شناخت حضرت اعلى را
و روشن است مبدّل شدن امرودبن ، به درخت موسوى .
( ( 3566 ) ) زين تواضع كه فرود آيى خدا * راست بينى بخشد آن چشم تو را
ن 802 17 - ك 273 8
زين تواضع : يعنى به سبب اين تواضُع .
( ( 3572 ) ) زير ظلَّش جمله حاجاتت روا * اين چنين باشد الهى كيميا
ن 803 1 - ك 273 10
الهى كيميا : كيمياى الهى .
( ( 3573 ) ) آن منىّ و هستِيَت باشد حلال * كه درو بينى صفات ذو الجلال
ن 803 2 - ك 273 10
آن منى : يعنى يك منى هست در بقاء قبل الفنا و آن حرام است : و يك منى هست در بقاء بعد الفنا و اين حلال است .
( ( 3576 ) ) اين درخت تن عصاى موسى است * كامرش آمد كه بيندازش ز دست
ن 803 6 - ك 273 13
بيندازش ز دست : از آن جهت كه تن حيوان طبيعى است ، و شهوت خنزيرى است و غضب كلب عقورى است .
( ( 3577 ) ) تا ببينى خير او و شرّ او * بعد از آن برگير او را ز امر هو
ن 803 7 - ك 273 14
ز امر هو : از آن جهت كه تن جملى است صابر بَر جُوع و عطش و قانع بر خارِ يسير و دور بين كثير ، و شهوت و غضب چون خنزير و كلب معلَّم .
( ( 3579 ) ) اول او بد برگ افشان برّه را * گشت معجز آن گروه غره را
ن 803 9 - ك 273 15
برّه را : يعنى اوّل منافع قليلى داشت و آخر معجز باهِرِ قاهرى شد بر ضرر آن قوم فريب خور .
هامش
( 1 ) احاديث مثنوى ، ص 45 . .