تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
( ( 3314 ) ) همچو موسى نور كى يابد ز جيب * سخرهء استاد و شاگرد كتيب
ن 790 10 - ك 269 10 كتيب : امالهء كتاب .
( ( 3315 ) ) زين نظر وين عقل نايد جز دوار * پس نظر بگذار و بگزين انتظار
ن 790 11 - ك 269 10 دوار : سر گَردى ، كه در طب سَدَرْ و داور را قرين هم كنند .
( ( 3319 ) ) عقل جزوى همچو برق است و درخش * در درخشى كى توان شد سوى وخش
ن 790 15 - ك 269 12 درخش : تابش و برق . وخش : به خاء معجمه ، شهرى است از ولايت ختلان و بدخشان ، كه در آن جا اسب خوب و مردمِ وجيه ، بسيار مىشود . و مىتوان به حاء مهمله خواند كه بيابان موحش باشد .
( ( 3322 ) ) عقل كودك گفت بر كتّاب تن * ليك نتواند به خود آموختن
ن 790 18 - ك 269 14 گفت بر كتّاب : كاتبون . و در بعض نسخ : « گشت در كتّاب » . و بنا بر اين مكتب مراد است . و صاحب صحاح ، كتاب و مكتب را واحد مىداند ، و صاحب قاموس تغليطِ او كرده .
( ( 3323 ) ) عقل رنجور آردش سوى طبيب * ليك نبود در دوا عقلش مصيب
ن 790 19 - ك 269 14 عقلِ رنجور : اين مثل قولش « برق عقل ما . . . » اشارت است به آن كه عقل جزئى ، هر گاه نورى باشد ، طلب از آن منبعث مىشود . اين است غايت امرش . و مطلوب نمىشود و ارشاد از آن نمىآيد .
( ( 3324 ) ) نك شياطين سوى گردون مىشدند * گوش بر اسرار بالا مىزدند

ن 790 20 - ك 269 15 شياطين : مراد ، مطلقِ جنّ است . چنان كه در سورهء جنّ حكايت مىفرمايد از ايشان كه * ( وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ اَلآنَ يَجِدْ لَه شِهاباً رَصَداً . 72 : 9 ( 1 ) و شياطين را در سورهء صافات مىفرمايد * ( وَحِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ ، 37 : 7 ( 2 ) تا آن جا كه * ( إِلَّا مَنْ خَطِفَ اَلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَه 37 : 10 ) *

هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء جن آيهء 9 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء صافات آيهء 7 . .
شرح مثنوى — صفحة 405 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري