شيطان من بهترم از آدم ، زيرا كه خلق كرده مرا از آتش و خلق كرده آدم را از گِل .
( ( 3343 ) ) فرق بين و بر گزين تو اى حبيس * بندگى آدم از كفر بليس
ن 791 17 - ك 269 24
بندگى آدم : يعنى انسان كامل .
از كفر بليس : يعنى از كفر او و مستحق لعنت ازليّه شدن ، عبرت گير و انسان كامل را اطاعت و انقياد كن .
( ( 3344 ) ) گفت آن كه هست خورشيد ره او * حرف طوبى هر كه ذلَّت نفسه
ن 791 18 - ك 269 25 گفت آن كه : يعنى حقيقت محمّديه فرمود طُوبى لِمَنْ ذَلَّتْ نَفْسَه ( 1 ) . و آن چه كلام مولوى است ، فارسى و عربى است و اقتباس است .
( ( 3345 ) ) سايهء طوبى ببين و خوش بخسب * سر بنه در سايه بىسركش بخسب
ن 791 19 - ك 269 25
سركش بخسب : يعنى سر به بستر ظل الله بكش و به خواب نيستى رو ، پيشِ هستىِ او .
( ( 3346 ) ) ظل ذلَّت نفسه خوش مضجعى است * مستعد آن صفا را مهجعى است
ن 791 20 - ك 269 26
ظلّ ذلَّت : يعنى سايهء كسى كه مصداق ذلَّت نفسه است ، خوش آرامگاهى است .
مهجع : خوابگاه .
چون نبى نيستى ز امت باش
چون كه سلطان نه اى رعيت باش
ن 792 2 - ك 269 28
چون نبى نيستى ز امّت باش : اين در فهرست است و از ديگرى است و به بحر ديگر است و در بعض نسخ كه به بحر مثنوى معنوى است ، به زيادتى ياء مثناة و باء موحده ، تحريف از ناسخين است ، و زاى زحمت نتراشيدن آن است كه تو بايد رحمت واسعه باشى . يعنى فانى در او گردى ، پس بر سر راى رحمت نقطهء خودى منه كه زحمت مىشود
( ( 3351 ) ) صبر كن در موزه دوزى تو هنوز * ور به وى بىصبر گردى پاره دوز
ن 792 6 - ك 269 32
موزه : فارسى ، چكمه .
هامش
( 1 ) جامع صغير ، ج 2 ، ص 54 . .