تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
* ( شِهابٌ ثاقِبٌ . 37 : 10 ( 1 )
( ( 3225 ) ) مىربودند اندكى ز ان رازها * تا شهب مىراندشان زود از سما
ن 790 21 - ك 269 15 شهب : جمع شهاب . و مادهء آن ابخره است كه دُهنيّتى دارد كه صعود كرده از معادن كبريتيّه و غيرها . و چون به طبقهء هوا كه ممزوج به نار است رسد ، درگيرد و از بالا تا پايينِ آن شعله ور شود . چنان كه مشاهده مىشود اين در شمعى كه خاموش مىشود و هنوز دود دارد و شعله به رأس آن دود برسد ، در مىگيرد تا آن كه سوق مىكند به فتيله كه در پايين روشن مىشود .
( ( 3227 ) ) گر همىجوييد دُرّ بىبها * ادخلوا الابيات من ابوابها

ن 791 1 - ك 269 16 ادخلوا : اشارت است به آيهء * ( وَأْتُوا اَلْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها . 2 : 189 ( 2 ) يعنى انسان كامل باب الابواب است از براى حرم قدس خدا .

( ( 3331 ) ) سبزه روياند ز خاكت آن دليل * نيست كم از سمّ اسب جبرئيل

ن 791 5 - ك 269 18 از سمّ اسب جبرئيل : كه سامرى سبزه يا خاكى از موضع اثر سمّ اسب جبرئيل بر گرفته بود و از آن در شكم آن گوساله كه از زيور ساخت ، ريخت كه * ( لَه خُوارٌ ، 7 : 148 ( 3 ) يعنى بانگ داشت . و اشارت است به آيهء شريفهء * ( قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِه فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ اَلرَّسُولِ . 20 : 96 ( 4 )

( ( 3339 ) ) راند ديوان را حق از مرصاد خويش * عقل جزوى را ز استبداد خويش
ن 791 13 - ك 269 22 مرصاد : نظرگاه . استبداد : استقلال ، كه « مستبدّ به رأى » ، صاحب رأى مستقل را گويند .
( ( 3342 ) ) بندگى او به از سلطانى است * كه اَنَا خَيْرٌ دم شيطانى است

ن 791 16 - ك 269 24 كه انا خير : اشارت است به كريمهء * ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ . 7 : 12 ( 5 ) گفت

هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء صافات آيهء 9 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 189 . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء اعراف آيهء 148 . .
( 4 ) قرآن كريم سورهء طه آيهء 69 . .
( 5 ) قرآن كريم سورهء اعراف آيهء 12 . .