صفات حق ، كه چنين باشد ، پس آينهء سراپا نماى صفات - كه آدم است - اگر بنمايدتان ، چه خواهد بود ؟ و در بعض نسخ ، در مصراع دوم « آيينه تان » - به صيغهء جمع - خطاب است . و مىشود بنا بر نسخهء نون گفت كه مبالغه باشد . يعنى آينه هر گاه مغطَّى باشد به غطايى رقيق - چه از پشم باشد يا غيره - و لمعانى از پسِ غطا داشته باشد ، پس اگر بىغطا باشد چگونه بود ؟
( ( 3277 ) ) كه چه جاى مژده است اى خيره سر * كه در افتاديم در دو كان شكر
ن 788 14 - ك 268 27
دو كان شكر : قائلى نيكو گويد :
وعدهء وصل ترا غير به فردا انداخت
دارم اميد كه ز امروز به فردا نرسد
و ايضاً
هر كه امروز معاينه رخ دوست نديد
طفل راهى است كه او منتظر فردا شد
( ( 3287 ) ) زرّ عقلت ريزه است اى متّهم * بر قراضه مهر سكَّه چون نهم
ن 789 2 - ك 268 32
قراضه : ريزهء زر و سيم .
( ( 3288 ) ) عقل تو قسمت شده بر صد مهم * بر هزاران آرزو و طمّ و رمّ
ن 789 3 - ك 268 32 طمّ و رمّ : به كسر اول در هر دو ، بيش و كم ، و تر و خشك . و طمّ - به فتح - غلبهء آب . و از اينجا قيامت كبرى را * ( اَلطَّامَّةُ اَلْكُبْرى 79 : 34 فرموده در قرآن ( 1 ) . و عرب گويد جاءَ بِالطَّمِّ وَالرَّمِّ . يعنى بالماء و التراب ، او الرّطب و اليابس .
( ( 3289 ) ) جمع بايد كرد اجزا را به عشق * تا شوى خوش چون سمرقند و دمشق
ن 789 4 - ك 268 33
جمع بايد كرد : يعنى هِمَمِ تو بايد يك همّت شود ، تا قابل تجلَّى حق شوى و سواد اعظم شوى .
دمشق : شام است ، كه سواد اعظم است .
( ( 3293 ) ) تا كه معشوقت بود هم نان و آب * هم چراغ و شاهد و نقل و شراب
ن 789 8 - ك 268 35
تا كه معشوقت : ظاهر اين است كه اين متصل به طمّ و رمّ بوده .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء نازعات آيهء 34 . .