تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
( ( 3254 ) ) يار موسىّ خرد گرديد زود * تا نماند خون و بينيد آب رود
ن 787 6 - ك 268 10 يار موسى خرد : چون چنين شود دانيد كه در رخا و قحط و غلا ، اعتنا به فَيَضان امطار علوم حقيقيه و معارف الهيه و واردات غيبيه است و در اوضاع عالم شهادت نيز . چون هر چه باشد ، بىارادهء او به ملك او گام نزده ، كه ما شاءَ الله كانَ وَما لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ . پس هر چه‌ايد خوش آيد . و هر چه او كرده آن چنان بايد .
( ( 3259 ) ) كلّ عالم صورت عقل كل است * كوست باباى هر آنك اهل قل است

ن 787 15 - ك 268 16 كلّ عالم صورت عقل كل است : * ( ن وَاَلْقَلَمِ وَما يَسْطُرُونَ . 68 : 1 ( 1 ) * ( لا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . 6 : 59 ( 2 ) * ( وَعِنْدَه‌ام اَلْكِتابِ . 13 : 39 ( 3 ) و بهتر آن است كه مراد به عقل كل ، علم حق به كل باشد . كه صور عالم از جبروت تا ناسوت ، مسبوقند به علم حق و معلومات بر طبق صور علميه‌اند ، كه آن صور علميه برزخند و رابطند ميان وحدت صرفه و كثرت . و اين بنا بر اينكه علم حق صورى باشد ، چنان كه مذهب بسيارى از حكما است كه مشائين باشند . و اما بنا بر مذهب اشراقيين . - كه وجود از ذرّه تا ذرّه علم حضورى حق است ، و صفحهء نفس الامر و صحيفهء اعيان نسبت به حق مثل اذهان است نسبت به نفس ناطقه - پس حالِ كفران و كژروى هويداتر است . و همچنين بنا بر آن چه گفتم كه كل به ارادهء او مُتخطَّى به ملك اويند و خطا بر قلم صنع نرفت ، بلكه در كلّ وجه اوست و روى او را نتواند وصف كند مگر زبان او . أنت كما اثنيت على نفسك . اهل قل : اهل خطاب حق . چون انبيا - عليهم السلام - و علمايى كه وراثت دارند ، كما قال نبينا - صلى الله عليه و آله و سلَّم - إنَّ فى اُمَّتى مُكَلِّمينَ مُحَدِّثينَ . ( 4 )

( ( 3268 ) ) برق آيينه است لامع از ثمد * گر نمايد آينه تا چون بود
ن 788 2 - ك 268 20 لامع از ثمد : به نون در نسخ ديدم . و شايد از كنايات غير مشهور باشد و به ثاى مثلثه اظهر است كه آب قليلى را گويند كه مادّه ندارد . و مىفرمايد كه برق آينه و ضعيف از مرآتيت
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء قلم آيهء 1 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء انعام آيهء 59 . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء رعد آيهء 39 . .
( 4 ) شرح منازل السائرين عبد الرزاق كاشانى ، ص 355 : ان فى امّتى محدِّثين . .