تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
مراد باشد ، و مقصود تشويق و ترغيب بر تبديل باشد . كه ببين كه همه در كار تبديلاند . و گردون كيمياگرى است به سبب ذهب آفتابى كه مشرق مىكند بر مستشرقين . چنان كه آفتاب عصرها را « ذهب الاصيل » گويند ، و برگهاى زرد خزان را زر ، و برف را سيم گويند . شيخ عطَّار گفته است :
در زمستان سيم بارد در نثار زر فشاند در خزان از شاخسار

و به سبب تنجيم سماء ميناگرى است . و همچنين به سبب تنجيم ارض - كه گياه بىساق را نجم گويند . كما قال تعالى * ( وَاَلنَّجْمُ وَاَلشَّجَرُ يَسْجُدانِ . 55 : 6 ( 1 ) طنين : اينجا ، صداى مطرّقهء صنعتگران .

( ( 3075 ) ) نقش بندانند در جوّ فلك * كارسازانند بهر لىّ و لك
ن 778 2 - ك 265 11 نقش بندانند : اولياء الله ، مراد است .
( ( 3076 ) ) گر نبينى خلق مشكين جيب را * بنگر اى شب كور اين آسيب را
ن 778 3 - ك 265 11 خلق مشكين جيب را : مردان خدا را . بنگر : بارى از معاصى و وسواس تخليه كن وجودت را ، تا اهلِ ديد شوى .
( ( 3077 ) ) هر دم آسيب است بر ادراك تو * نبت نو نو رسته بين از خاك تو
ن 778 4 - ك 265 12 نبت نو نو : خواطر نفسانيه و شيطانيه است .
( ( 3078 ) ) زين بد ابراهيم ادهم ديد خواب * بسط هندستان دل را بىحجاب
ن 778 5 - ك 265 12 ابراهيم ادهم ديد خواب : يعنى جذبه اى از جذبات حق به او رسيد .
( ( 3083 ) ) كه تجافى دارد از دار الغرور * هم انابت آرَد از دار السرور
ن 778 10 - ك 265 15 تجافى دارد : اصل حديث اين است : سُئِلَ رَسُولُ الله عَنْ عَلامَةِ النُّورِ . فَقالَ : اَلتَّجافى عَنْ دارِ الغُروُرِ وَالإنابَةُ اِلى دارِ الخُلُودِ وَالإسْتِعْدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ النُّزُول . ( 2 )
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء رحمن آيهء 6 . .
( 2 ) شرح تعرف ج 1 ص 63 . .
شرح مثنوى — صفحة 393 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري