تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
به خلاف اينها كه به مقابلِ اين اوصاف متّصفاند ، اتحاد با عاقل دارند . و مثالىِ اينها كه در خيالند و در نوم ادراك مىشوند ، مخلوق فؤادند باذن احسن الخالقين . و قيام صدورى به فؤاد دارند ، و در هر دو حال از تعقل و ادراك * ( ما كَذَبَ اَلْفُؤادُ ما رَأى . 53 : 11 ( 1 )
( ( 3062 ) ) نوم ما چون شد اخ الموت اى فلان * زين برادر آن برادر را بدان
ن 777 11 - ك 265 4 زين برادر : يعنى از خواب حال مرگ را بدان . و موجود است آن نشاه به مراتب ، اقوى از موجودات اين نشاهء دنياست . چه در بيدارى و چه در خواب . و جميع صور باطنه از ذات و باطن ذات تو منبعث مىشوند . كه اَلدُّنْيا وَالآخِرَةُ حالَتاكَ خلد و دوزخ عكس لطف و قهر تُست
( ( 3063 ) ) ور بگويندت كه هست آن فرع اين * مشنو آن را اى مقلَّد بىيقين
ن 777 12 - ك 265 5 آن فرع اين : يعنى فؤاد فرع شمس عالم شهادت ، يا موجودات فؤاديّه و مناميّه از ماه و آفتاب و غيرهما ، فرع اين ماه و آفتاب است كه اگر اينها نبودندى ، آنها نبودندى . مشنو آن را : چه موجودات اين عالم معدّند براى موجودات آن عالم ، نه فاعل . و نه نيز صورت نفس ناطقه نيستند . كه صورت ناطقه معقولات است . چنان كه گفته‌اند اَلْحِكْمَةُ صَيْرُورَةُ الإنْسانِ عالَماً عَقْلِيّا مُضاهِيًا لِلْعالَمِ الْعَيْنى .
( ( 3064 ) ) مىببيند خواب جانت وصف حال * كه به بيدارى نبينى بيست سال
ن 777 13 - ك 265 5 مىببيند : جواب داده كه چگونه صور مناميّه فرع مىشود ، و حال آن كه صُوَرى در منام مىبينى كه تركيب آن را در بيدارى نديده ، و تعبير آن به ظهور نمىرسد مگر بعد از چند سال . پس اگر صور مناميّه فرع باشد ، بايد اوّل در بيدارى ديده باشى
( ( 3065 ) ) در پى تعبير آن تو عمرها * مىدوى سوى شهان با دها
ن 777 14 - ك 265 6 دها : عربى است . به معنى فكر و جودت رأى .
( ( 3067 ) ) خواب عام است اين و خود خواب خواص * باشد اصل اجتبا و اختصاص
ن 777 16 - ك 265 7 اين و خود : اين اصح است . و در بعض نسخ « اين نه خود » .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء نجم آيهء 11 . .