هوا ، و ردّ است بر جهله كه گويند هوا چيزى نيست و اين فضاى ميانهء ارض و سماء خلاء است كه هر چه محسوس نيست موجود نيست به ظنّ مستنكر اينها با اينكه هوا اگر چه مبصر نيست ، ليكن ملموس است در وقت مدافعه و تموّج هوا ، كه باد به تلاطم تخريبها مىكند .
( ( 2701 ) ) ميل بادش چون سوى بالا بود * ظرف خود را هم سوى بالا كشد
ن 759 18 - ك 259 7
ظرف خود را هم : چنان كه روح چون لطيف باشد در غايت ، و به سماء روحانى صعود كند ، خطَّاف و جذّاب جسد است به علو ، به تبعيّت صورت براى معنى و مشايعتش او را .
( ( 2704 ) ) وز هواى نفس غالب بر عدو * نفس جنس اسفل آمد شد به دو
ن 759 21 - ك 259 9
نفس جنس اسفل : جنس تن .
آمد : چون نفس به حسب اصل فطرت لطيف است ، پس به هر چه رو آرد ، رنگ او پذيرد . و نفس شقيه به طبيعت و لوازم طبيعت گرفتار است ، ثقيل و سفلى مىگردد . چنان كه فرمايد :
شد به دو : و در بعض نسخ « شه بر او » . و شُه - به ضم شين معجمه - كلمهء نفرين است ، كما مرّ .
( ( 2705 ) ) بود قبطى جنس فرعون ذميم * بود سبطى جنس موسى كليم
ن 759 22 - ك 259 9
ذميم : مذموم .
( ( 2712 ) ) دوزخ از وى هم امان خواهد به جان * كه خدايا دور دارم از فلان
ن 760 10 - ك 259 16
كه خدايا : نمىبينى كه اهل ايمان و عمل صالح - كه دو نورند - و اهل كفر و عمل باطل - كه دو نارند - و آنها مادهء جنان و اينها مادهء نيرانند ، چگونه از يكدگر گريزانند ؟ بلكه ناريان به اعمال نيرانيهء خود مشعوفند * ( كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ . 23 : 53 ( 1 )
اين حديث آمد دراز اى ناگزير
باز گو اضلال فرعون و مشير
ن ندارد - ك 259 20
مشير : مشورت كننده .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء روم آيهء 32 . .