تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
( ( 2531 ) ) وين نباشد بعد عمر مستوى * كه به ناكام از جهان بيرون روى

ن 751 12 - ك 256 19 مستوى : عمر طبيعى مراد است . كه به ناكام : يعنى بايد اين را هم تحصيل كرد ، كما قال تعالى * ( فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ . 2 : 94 ( 1 ) يا آن كه مقصود آن است كه اين از لوازم عمر دراز است .

( ( 2536 ) ) پس در آتش افكنى اين دانه را * پيش گيرى پيشهء مردانه را
ن 751 17 - ك 256 22 پيش گيرى : پيش و پيشه را جناس مطرف است . چنان كه پيشه و تيشه را جناس لاحق است .
( ( 2537 ) ) اى به يك برگى ز باغى مانده اى * همچو كرمى برگش از رز رانده اى
ن 751 18 - ك 256 23 از رز : از تاك . يعنى از منافع كثيره . رانده :
چو آن كرمى كه در گندم نهان است زمين و آسمان او همان است
( ( 2538 ) ) چون كرم اين كرم را بيدار كرد * اژدهاى جهل را اين كرم خورد
ن 751 19 - ك 256 23 چون كرم : به فتحتين . يعنى عنايت حق تعالى . و با كرم - به كسر كاف و سكون را - و با كرم - به فتح كاف و سكون راء - كه به معنى تاك است جناس محرف دارد .
( ( 2541 ) ) گنج زير خانه است و چاره نيست * پس ز هدم خانه منديش و مايست
ن ندارد - ك 256 26 هدم خانه : خرابى خانه . چه تا طلسم نشكند ، گنج ظاهر نشود .
( ( 2545 ) ) چون نكرد آن كار مزدش هست لا * ليس للإنسان الَّا ما سعى
ن 752 5 - ك 256 28 نكرد آن كار : علم و عمل . چه همه دارند ، ولى همه علم تركيبى - يعنى علمِ به علم - و اينكه معلوم چيست و كيست ، ندارند . پس ظفر بر گنج و دارايى ندارند .
( ( 2546 ) ) دست خايى بعد از آن تو كاى دريغ * اين چنين ماهى بد اندر زير ميغ
ن 752 6 - ك 256 28 دست خايى : كنايه از حسرت و پشيمانى .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 94 . .