مىفرمايد كه باد و عناصر ديگر - همه - بينش دارند . و گفتيم كه بينش در بينايان هم كه به نفس و روح است ، نفس و روح وجود است .
و در شرح بعض دفاتر سابقه گفتيم كه وجود نفس انسانيه عين حيات و نور و علم حضورى به خود و عشق به خود و قدرت بر قواى خود و كلمهء خداى خود و بينايى به خود - به حسب ظهور .
( ( 2414 ) ) آتش نمرود را گر چشم نيست * با خليلش چون تجشم كرد نيست
ن 745 14 - ك 254 22
تجشّم : تكلَّف و قبول چيزى به مشقّت . و مشقّت اينجا آن است كه نسوزانيدن آتش - خليل را - خلاف طبع آن است .
( ( 2419 ) ) سنگ ريزه گر نبودى ديده ور * چون گواهى دادى اندر مشت در
ن 745 19 - ك 254 24
اندر مشت در : لفظ در تأكيد است . يعنى اندر درون مشت پيغمبر - صلى الله عليه و آله .
( ( 2422 ) ) كى تُحَدِّثْ حالُها وَاخْبارُها * تُظْهِرُ الأَرْضَ لَنا اَسْرارَها
ن 745 22 - ك 254 26 كى تحدّث : كى ، فارسى . تحدّث . . . اقتباس است از قول حق كه * ( يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها . 99 : 4 ( 1 ) يعنى اگر زمين ديده ور نبود ، كى مصداق مىشد قول حق را كه فرموده در روز قيامت حديث مىكند زمين خبرهاى خود را و كى اظهار مىكند زمين از براى ما اسرار خود را .
( ( 2423 ) ) اين فرستادن مرا پيش تو مير * هست برهانى كه بُد مرسل خبير
ن 746 1 - ك 254 26
اين فرستادن : برگشت به اوّل . و خطاب موسى - عليه السلام - با فرعون است .
مرسل : اسم فاعل .
( ( 2424 ) ) كين چنين دارو چنين ناسور را * هست در خور از پى ميسور را
ن 746 2 - ك 254 27
ميسور : آسان شده .
( ( 2425 ) ) واقعاتى ديده بودى پيش ازين * كه خدا خواهد مرا كردن گزين
ن 746 3 - ك 254 27
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء زلزله آيهء 4 . .