تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
( ( 2367 ) ) هر كه را افعال دام و دد بود * بر كريمانش گمان بد بود
ن 743 3 - ك 253 29 دام : حيوان وحشى غير درنده . دد : جانوران درنده . هر دو فارسى .
( ( 2369 ) ) گر تو بر گردى و بر گردد سرت * خانه را گردنده بيند منظرت
ن 743 5 - ك 253 30 بر گردد سرت : چنان كه در مرضى كه آن را دوار گويند .
( ( 2371 ) ) گر تو باشى تنگ دل از ملحمه * تنگ بينى جوّ دنيا را همه
ن 743 7 - ك 253 31 ملحمه : به حاء مهمله ، حرب و موضع قتال .
( ( 2374 ) ) وى بسا كس رفته تا هند و هرى * او نديده جز مگر بيع و شرى
ن 743 10 - ك 253 32 جز مگر : ثانى ، تأكيد اوّل .
( ( 2379 ) ) كه بود افتاده بر ره يا حشيش * لايق سيران گاوى يا خريش
ن 743 15 - ك 253 35 سيران گاوى : به سين مهمله ، به معنى سير و ذهاب . و در بعض نسخ « شيران » - به معجمه - و « گاوان » - به صيغهء جمع . و اوّل ، اصحّ است .
( ( 2381 ) ) و آن فضاى خرق اسباب و علل * هست ارض الله اى صدر اجلّ

ن 743 17 - ك 253 36 خرق اسباب : و در بعض نسخ با « واو » است . و صحيح بدون واو است . و اشارت است به قول حق * ( وَأَرْضُ الله واسِعَةٌ . 39 : 10 ( 1 ) و سابق نوشته شد كه خرق اسباب آن است كه علل امكانيه را واسطه نبيند ، و اسماء الهيه بيند . و مظاهر را فانى بيند .

( ( 2380 ) ) خشك بر ميخ طبيعت چون قديد * بستهء اسباب جانش لا يزيد
ن 743 16 - ك 253 36 قديد : گوشت قاق .
( ( 2382 ) ) هر زمان مبدل شود چون نقش جان * نو به نو بيند جهانى در عيان
ن 743 18 - ك 253 37
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء زمر آيهء 10 . .
شرح مثنوى — صفحة 357 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري