ن 729 20 - ك 249 18 كه نك يزدان منم : بدان - ايّدك الله تعالى - كه لطيفهء روحيه ، چنان كه در حال بقاء قبل الفنا به سبب غفلت از گوهر ذات خود ، كه خليفة الله و مشية الله و جام جم ، و مظهر اعظم مىباشد ، و موجودى است مجرد از مواد و اوضاع و جهات و كميّات ، و نه داخل بدن است و نه خارج ، و حلول ندارد در هيچ يك از اعضاى رئيسه و مرئوسه ، خود را همين بدن مىداند ، و لفظ أنا و مرادفات او را كه مىگويد ، اشارت و عبارت مىگيرد از همين بدن ، كه مانند مدرهء منبوذه است درين خاكدان . و چون ديدان داخل است حَجَرى ازين ربع مكشوف ، از اين كرهء خاك ، كه مقدارى ندارد در جنب افلاك - چه جاى عالم معنى - هيهات هيهات كاهى است همه جهان و بىجاده تويى * ( نَسُوا الله فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ . 59 : 19 ( 1 ) و عمده در اينكه انا مىگويد و خود را اين مدرهء محدوده پندارد ، علاقهء عشقيه به جسد و شدتِ توجه به آن است . پس همچنين هر گاه بىمبالات شود به اين تن خاكى و خالى شود از خود و پر شود از توجه به حق و علاقهء عشقيهء او به حق مستحكم شود و به مقام تمكَّن و استقامت رسد ، از ماسوى - چه جسد خود و چه غير جسد - فراموش مىكند و انا و مرادفات او را بر معشوق حقيقى متوجه اليه و مستغرق فيه خود اطلاق كند .
شرح مثنوى — صفحة 347
مساهمون: مصطفى بروجردى
ص٣٤٧
جريده : به وزن رسيده ، فارسى ، تنها و مجرّد .
( ( 2095 ) ) مست را بين ز ان شراب پر شگفت * همچو فرزين مست كژ رفتن گرفت
ن 729 10 - ك 249 11
فرزين : فارسى ، مُهرهء شطرنج .
( ( 2096 ) ) مرد برنا ز ان شراب زود گير * در ميان راه افتد همچو پير
ن 729 11 - ك 249 11
برنا : فارسى ، جوان .
( ( 2098 ) ) ز انكه آن اصحاب كهف از نقل نقل * سيصد و نه سال گم كردند عقل
ن 729 13 - ك 249 12
نقل نقل : اول به ضم - ما يَتَنَقَّل عَلَى الشَّراب - دوم به فتح ، معروف . جناس محرّف است . و اضافه از قبيل لجّين الماء است . خلاصهء معنى آن است كه اين عدد بنايش بر نقل صحيح است از معصوم .
( ( 2102 ) ) با مريدان آن فقير محتشم * بايزيد آمد كه نك يزدان منم
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء حشر آيهء 19 . .